سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا
پای درس استاد
آرشیو مطالب
آلبوم تصاویر آیت الله سید عبد الله فاطمی نیا

برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگ روی آن ها کلیک کنید.
اگر میخواهید تصاویر در صفحه دیگری باز شوند، می توانید بر روی تصویر راست کلیک کرده open in new window را بزنید یا دکمه های ctrl وshift را گرفته و بر روی تصویر کلیک کنید.

نگاه کردن به چهره عالم عبادت است.

  
آپلود عکس رایگان و دائمی  آپلود عکس رایگان و دائمی  آپلود عکس رایگان و دائمی   

   آپلود عکس رایگان و دائمی  آپلود عکس رایگان و دائمی 


آپلود عکس رایگان و دائمی  آپلود عکس رایگان و دائمی 

      آپلود عکس رایگان و دائمی  آپلود عکس رایگان و دائمی      

  آپلود عکس رایگان و دائمی  آپلود عکس رایگان و دائمی


آپلود عکس رایگان و دائمی     آپلود عکس رایگان و دائمی     آپلود عکس رایگان و دائمی

برچسب‌ها: تصاویر آیت الله فاطمی نیا, عکس های استاد فاطمی نیا, عکس های آیت الله فاطمی نیا, آلبوم تصاویر, گالری تصاویر
[ 91/04/29 ] [ 16:22 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]

زندگی نامه آیت الله سید عبد الله فاطمی نیا

سید عبد الله فاطمی نیا در سال(1317) در شهر تبریز دیده به جهان گشودند. پدر بزرگوارشان از علماء و عارفان بزرگ در عصر خویش به شمار می رفتند. از همان کودکی تحت تربیت این ولیّ الهی قرار می گیرند. اندکی بعد ایشان را نزد حضرت آیت الله مصطفوی تبریزی(عارف کبیر و از شاگردان حضرت آیت الله میرزای قاضی) جهت تربیت و علم آموزی قرار می دهند. قریب به 30 سال تحت تربیت ظاهری و باطنی این مرد عظیم قرار داشتند. ضمن اینکه تحصیلات حوزوی خویش را هم دنبال می نمودند. پس از آیت الله مصطفوی ، ایشان محضر بزرگانی چون حضرت علامه محمد حسین طباطبایی،حضرت آیت الله الهی تبریزی (برادر علامه طباطبایی) ،حضرت آیت الله محمد تقی آملی، حضرت آیت الله بهاءالدینی، حضرت آیت الله بهجت، و دیگر بزرگان را درک نموده، تا جایی که از اصحاب سرّ ایشان می گردند. از طرفی می توان گفت که ایشان با یک واسطه، از شاگردان حضرت میرزای قاضی می باشند. چرا که تقریباً تمامی اساتیدشان از شاگردان سرّ حضرت آیت الله قاضی بودند.

تخصص ایشان در علم رجال و عرفان نظری و عملی کم نظیر است. با این حال ایشان خود را با منابر عمومی کاملاً مکتوم نموده اند. تا جایی که اغلب، تنها ایشان را به عنوان یک خطیب توانا و یک استاد، می شناسند! 

ویژگی ها:

شاید بتوان گفت که بزرگترین ویژگی ایشان کتمان و مکتوم بودنشان است! ایشان را کوهی از تواضع می توان یافت. این فرموده ی بزرگان است که:

« آقای فاطمی نیا قطعاً از اولیاء خدا هستند»

ویژگی دیگر این بزرگ مرد الهی عشق عجیب ایشان به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است .

در پایان برای حضرتشان از خداوند تقاضای سلامتی دائم و عافیت و موفقیت روز افزون می نماییم. 

منبع:www.saghiyekosar.ir


برچسب‌ها: زندگی نامه استاد فاطمی نیا, زندگی نامه فاطمی نیا, بیو گرافی, شرح حال, فاطمی نیا
[ 91/04/27 ] [ 16:20 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]
سخنان آیت الله فاطمی نیا در پنجمین سالگرد ارتحال
آیت الله حق شناس



به گزارش فارس، آیت الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا در پنجمین سالگرد ارتحال عالم ربانی «آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس» که عصر امروز در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به اینکه معارف الهیه در قدیم یا قرب معاصر و مخصوصاً در قدما به دو دسته علم مکاشفه و علم معامله تقسیم می‌شد، اظهار داشت: برخی از اسرار علم مکاشفه را اهل‌بیت علیهم‌السلام گاهی به خواص می‌گفتند و گاهی هم به اشاره که اهلش آن را پیدا کند، همانطور که قرآن کتابی است که همه از جمله عرب پا برهنه شترچران، ابن سینا و فارابی با توجه به درک خود از آن استفاده می‌کنند، این نشان از معجزه قرآن دارد.

وی علم مکاشفه را حیاط خلوت علم معامله دانست و افزود: علم معامله نیز به دو دسته تقسیم می‌شود؛ ظاهر و باطن، همچنین مکاشفه، شهود، کرامات و واردات الهیه حیاط خلوت علم مکاشفه است،‌ کسی می‌تواند معرفت و قرب الهی را به دست آورد که هر دو علم را با هم داشته باشد.

آیت الله فاطمی‌نیا با تاکید بر اینکه هر کس مکاشفه و شهود را منکر شود، بی‌سواد است، ابراز داشت: باید توجه داشت که واردات الهیه ناگهانی به وجود می‌آید، کسانی که خشک مذهبی می‌کنند و با همسر و فرزندانش بلد نیستند، به خوبی صحبت کند،‌ چطور انتظار دارد که واردات الهیه داشته باشد، انسان اول باید نماز و واجبات خود را انجام دهد و با ترک محرمات، آن گاه می‌تواند به حیاط خلوت مکاشفه راه پیدا کند.

وی با اشاره کرد اگر انسانی توانست این کارها را انجام دهد، آن گاه باید به درون خود بنگرد که همچنان حسود، ‌بددل، بدبین و دنبال جیب مردم است، راه را به بیراهه رفته است.

این استاد اخلاق با بیان اینکه از غیرت اسلامی برخی از افراد خسته شده‌ام، گفت: اسلام این نیست که یقه را تا بالا کیپ کنند، یا ناخن را تا ته بگیرند، اگر اسلام این گونه بود، آیات بهجت و حق شناس در آن در تربیت نمی‌شد، اسلام محدود نیست، گستردگی آن بی‌نهایت است.

وی با اشاره به اینکه مجهز شدت انسان به صفات عالیه منجر به کسب معرفت الهی می‌شود، افزود: درست است که خواندن نماز شب با کیفیت 11 رکعت، 70 بار استفغار و 40 انسان مومن را دعا کردن، وارد شده است،‌ اما همین اسلام می‌گوید، اگر دانشجویی فردا امتحان داشت یا زن کارمندی که کارهای خانه را انجام می‌دهد، شب خسته است و نمی‌تواند برای نماز شب بلند شود، اگر فرزندش از خواب بیدار شد و خواست شیر بخورد، یا باد دری را باز کرد و او بیدار شد،‌ ذکر «یا اکرم الاکرمین» را بگوید و دوباره بخوابد.

آیت الله فاطمی‌نیا با اشاره به زمان آشنایی خود با آیت‌الله حق‌شناس، بیان داشت: من ایشان را در سال 42 یا 43 هنگامی که تازه معمم شده بودم و هنوز موی صورتم در نیامده بود، دیدم، متاسفانه مردم ما بیشتر این علما را به زهد و تقوا می‌شناسند، پسر مرحوم آیت الله بهجت درد دلی را پیش من کرد و گفت: مردم عامه بیشتر، پدر من را به زهد و تقوا می‌شناسند، در حالی که آیت الله بهجت از کبائر حوزه به مدت 40 سال در فقه و اصول بود.

وی با بیان اینکه آیت الله حق‌شناس از مجتهدین شیعه و از کبائر علمی حوزه بودند، ادامه داد: ایشان در «مسجد امین الدوله» هنگامی که هنوز دورو بر ایشان شلوغ نشده بود، به من گفتند: «داداش جون، چهار تا اجازه اجتهاد دارم».
[ 91/04/27 ] [ 16:12 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]

نهی از بکار بردن عبارت عزیز! برای شبهای عزا

استاد فاطمی نیا بارها تذکر داده اند که لفظ شب عزیز برای شب های جشن و میلاد به کار برده میشود و این لفظ نباید درمورد شب های شهادت و عزا به کار برده شود و اینکه این شب ها، شب های بزرگ هستند نه عزیز.

متاسفانه علی رغم این که، این تذکرات بارها از صدا و سیما پخش شده، باز هم بسیار دیده می شود که مجریان درمورد شب های عزا و شهادت از این لفظ استفاده می کنند که به کار بردن این لفظ در مورد این ایام توسط مجریان شیعه بسیار زشت است. لازم است برنامه سازان توجه بیشتری به این نکته داشته باشند و مجریان را در این زمینه توجیه کنند.


برچسب‌ها: فاطمی نیا, عبارت, لفظ, شب بزرگ, شب عزیز
[ 91/04/27 ] [ 15:56 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]

استاد فاطمی نیا:

آیت الله العظمي بهجت حاضر به بیان كراماتشان نبودند


 آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا در مراسم سومین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی 'محمدتقی بهجت' در دانشگاه تربیت مدرس به بیان برخی از ویژگی های عارفانی همچون آیت الله سیدعلی قاضی طباطبایی و آیت الله بهجت پرداخت و یادآور شد: ‌آیت الله بهجت در طول زندگی خود جز خدا را نمی دید. 

 آیت الله فاطمی نیا با بیان اینكه آیت الله بهجت حاضر به بیان كراماتشان نبودند، گفت: ‌اگر روزی یكی از كرامات ایشان ظاهر می شد، آن روز بدترین روز برای این مرجع تقلید شیعیان بود.

وی نسبت به اظهار نظر برخی افراد كه بدون تخصص به نقد عرفان و فلسفه می پردازند هشدار داد كه این اشخاص با نقدهای خود،‌ ویژگی های شخصیتی عرفایی همچون آیت الله بهجت و قاضی را در چشم جوانان خلاف واقعیت نشان می دهند.

فاطمی نیا به خطبه فدكیه حضرت زهرا (س)‌ اشاره كرد و اظهار داشت: ‌یكی از ویژگی های آیت الله بهجت استقامت بود و حضرت زهرا (س) در خطبه بستر شهادت فرمودند كه چقدر زشت است شمشیرهایتان كند شده و جدیت های شما تبدیل به بازی شده است.

فرزند آیت الله بهجت نیز در این مراسم با اشاره به برخی از ویژگی های پدر خود به بیان مقام اهمیت انسان درمقایسه با جهان آفرینش پرداخت و گفت: ‌خداوند انسان را برای بی نهایت آفریده است.

حجت الاسلام 'علی بهجت' افزود: انسان برای عمر كوتاه خود نهایتا یكصد ساله خود، ۲۰ سال درس می خواند ولی باید دقت كند كه برای بی نهایت، چقدر باید درس خواند.

وی از ‌علم به عنوان ابزار ترقی انسان یاد كرد و گفت: اگر علم به عمل منجر نشود ارزشی ندارد و بعضی از علماء همزمان با آموختن علم آن را به معرفت رسانده و عمل را بالا برده و با این دو بال به اوج می رسند.
یكی از شاگردان ‌آیت الله بهجت نیز در این مراسم گفت: ‌من در طول ۲۵ سال كه در محضر این مرجع تقلید بودم سخنان بسیار كمی از ایشان درباره شخصیت خودشان شنیدم.

حجت الاسلام 'محمد روحی' افزود: یكی از مهمترین صحبت های ایشان این بود كه فرمود من در طول عمر خودم هیچكاری را برای نشان دادن خود انجام ندادم.

آیت الله العظمی بهجت روز بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۸۸ دار فانی را وداع گفته و به ملكوت اعلی پیوست.

منبع:ایرنا

[ 91/04/27 ] [ 15:47 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]
توصیه های آیت الله فاطمی ‌نیا 



1- هر ماه نوری دارد و هر روز نوری دارد که مجانی به در خانه آدم میایند. این ما هستیم که باید این نورها را حفظ بکنیم. شیعیان امیرالمومنین نزد خدا عزیز هستند. اینها اگر بر نمازها مراقبت کنند، مساله والدین، مساله غیبت و حسن خلق و.... را رعایت کنند، این انوار هر روز به در خانه شان می آید.   

منتها ما چه می کنیم؟ این انوار را حفظ نمی کنیم. از یکی از بزرگان علما که با آشیخ حسنعلی(نخودکی اصفهانی) محشور بود، پرسیدم ایشان چگونه به این مقام نزد خدا رسیدند؟ آن ولی خدا جواب داد: "ایشان هرچه بدست می آورد نگه می داشت." ولی ما انوار را ضایع می کنیم. شب بلند می شود نماز شب می خواند، صبح می نشیند غیبت می کند. نور نماز شب رفت. با یک حرف تلخ این نورها از بین می رود.

2- من تعجب می کنم از بعضی ها! یک خانم مومن 20 بار به عمره رفته. بار 21 به او می گویند بیا این پول عمره را بده برای یک دختر یتیم، می گوید: "نه من نمی توانم. دوستان همه دارند می روند عمره. من چطور نروم؟"

حالا به این خانم بگو شما این همه عمره رفتی، مساله اخلاق رو در خانه رعایت می کنی؟ مگر دین خدا مسخره است؟ هر سال عمره می روی یک عیب و بدی را از خودت دور نکردی؟ یا آقا؛ فرقی ندارد. آقا بداخلاق بشود، عبادتش ضایع می شود. خانم بداخلاق بشود، عباداتش ضایع می شود.

(فایل صوتی)

۳- مستحب با جایز فرق دارد. مستحب یعنی وقتی انجامش دادی یک چیزی هم گیرت می آید. حالا یکی از مستحبات قاضی که در مسند قضا نشسته این است که اگر متهمی را پیش او آوردند، دید موضوع اتهام از حقوق مردم است، باید ساکت شود شواهد را جمع کند و حکم کند.

اما اگر قضیه از حقوق خدا بود، مستحب است، یعنی مثل نماز نافله می ماند، که قاضی حرف در دهان متهم بگذارد. مثلا متهمی را بیاورند که این شراب خورده است. قاضی بگوید: کی؟ نه! یک داروهایی هست برای درد دندان که بوی بدی می دهند، این بنده خدا از آن ها استفاده کرده است. قاضی باید این ها را بگوید. اگر دین این چیزی بود که در کوچه خیابان می دیدیم، صرف نمی کرد امام حسین در راهش شهید بشود.

(فایل صوتی)

4- خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهدست الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

(فایل صوتی)

5- گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.

اما اگر نه؛ دفعه اول سوز و گداز داشت، دفعه دوم کمتر، دفعه سوم کمتر و اگر برایش معمولی شد؛ او طعمه شیطان می شود. شدیدترین گناه، گناهی است که صاحب آن، آن را کوچک بشمارد.

(فایل صوتی)

6- دوره ای شده که همه چیز صاحب دارد غیر از دین و معارف. همه متولی دین شده اند. اگر درباره طب بخواهیم صحبت کنیم، باید آقای دکتر بیاید. اما دین؛ طرف می نشیند چشمش را هم می بندد و می گوید: فکر می کنم فلان آقا اشتباه کرده، فلان چیز حلال است و.... دین به همین سادگی است؟

همه الان صاحب معارف شده اند. همه عارف شده اند. به جوانی گفتم چرا می روی فلان جا؟ گفت حاج آقا سیمش متصل است. گفتم تو مبتدی هستی، سیم را هم تشخیص می دهی؟ من اسم این عرفان را گذاشتم عرفان سیمی. هر کسی را بهر کاری ساختند. متخصص مهم است. یک آسپرین ما از دست غیر متخصص نمی خوریم بعد درباره دین ... .

(فایل صوتی)

۷- فرد وارد بازار قیامت می شود، فکر می کند خبری است. تعجب می کند؛ خدایا پس چه شد؟ نماز ها، عمره ها؟ می گویند تو دل شکستی. ریا کردی. زهر زبان ریختی. ببینید ما درد دل می کنیم.

جوان عزیز اگر عروج می خواهی، می خواهی به جایی برسی از خانه خودتان شروع کن! دل خواهرت را شکستی. برو درستش کن. دل مادر و پدر را شکستی. از خانه شروع کنید.

جوانانی هستند که محاسن دارند، انگشتر دارند، عطر تیروز هم می زنند، در بیرون هیئت ولی در منزل بروی بپرسی، هیچکس از او راضی نیست. پس برای چه هیئت رفته بودی؟ چرا جلسه رفته بودی؟ پس استاد یعنی چه؟

(فایل صوتی)

۸- اگر صدای خوشی می شنوید، خوشتان می آید، باید سجده شکر به جا بیاورید. چون عده ای درک نمی کنند. این نعمت توجه به ظرایف است.

9- تقوا مراتب دارد. مراتب عالیه دارد. مراتب نازله دارد. وقتی قرآن نازل شد مردم چند دسته بودند. عده ای می گفتند اصلا گوش ندهید. حتی سرو صدا راه می انداختند تا کسی قران را نشنود. دسته دیگر می گفتند آقا صدا نکنید ببینیم چه می گوید؟ این از مراتب نازله تقوا بود. خیلی از این ها بعد از گوش دادن منقلب شدند. قران هدایتشان کرد. بی خود نبود که خانه و قوم و خویش خود را ترک کردند و رفتند جلوی نیزه و شمشیر، همراه پیامبر جنگیدند.

10- قران ظرایفی دارد که متقین می فهند. ظرایف قرآن برای متقین است.

11- اول مظلوم از انسان ها امیر المومنین است و در دعاها دعای کمیل. این دعا خیلی مظلوم است. در تیراژ بالا چاپ می شود، هر مجلسی هم که بروید دعای کمیل داریم.

اولا که وسط دعای کمیل، سخنرانی می کنند که دعای کمیل می شود سه ساعت. دعای کمیل بیست دقیقه است.
ما حق نداریم دعای امیرالمومنین را بکنیم سه ساعت.

اگر استادی نورانیتی داری، مختصر توضیح بده. وسط دعا هرچه شعر بلد است می خواند. همه بیچاره می شوند. جوان ها زده می شوند. می گویند جوان نمی رود دعای کمیل. خوب تو نمی گذاری.

مولوی می گوید در قدیم موذن بدصدایی بود. دیدند روزی صف بلندی از هدایا و تحفه ها تشکیل شده برای این موذن بدصدا. تعجب کرد و علت را پرسید. گفتند همه این افراد در صف مسیحی هستند. گفت چرا برای من تحفه آورده اند. گفتند برای صدایت. گفت صدای من که بد است.

گفتند این مسیحی ها شش ماه با یک دختر مسیحی سر مسلمان شدنش بحث داشتند. دختر اصرار داشت که من می خواهم مسلمان بشوم. مسیحی ها هم در طول شش ماه نتوانستند او را قانع کنند. صدای تو را که شنید گفت من اصلا اسلام را نمی خواهم. این تحفه و هدایا قدردانی مسیحیان از توست.

(فایل صوتی)

12- کشف و شهود صحیح فرقی با برهان ندارد. الا در ظهور و خفا.

13- شیطان را باید شناخت. شعار می دهند می گویند شیطان قوی است. نه شیطان قوی نیست؛ ما شیطان را رو می دهیم. ما بچه بودیم در محلات و خانه های پر درخت تبریز بازی می کردیم. دیدیم ناله یکی از بچه ها بلند شد. دیدیم یک بچه عقرب پیدا شد از مورچه کمی بزرگتر. این بچه داشت سیاه می شد طفلک.

بچه عقرب از بند انگشت هم کوچک تر بود. عقرب فقط یک لنگه کفش می خواهد. شما الان نمی توانید بگوئید عقرب قوی است ولی موذی است. رو بدهی میاید در آستین آدم.

شیطان هم ضعیف است. نگویید قوی است. این طور بگویید روبروی خدا ایستاده اید. شیطان قوی نیست؛ موذی است.

14- خداوند در قرآن می فرماید بر بنده من، کسی تسلط ندارد. تسلط شیطان بر کسانی است که دنبالش می روند. جوانان عزیز، اخلاقتان را زیباتر بکنید، نمازها را مرتب بخوانید، مساله والدین را رعایت کنید و عمل به وظیفه بکنید مطمئن باشید شیطان می رود.

15- جسارت به یک مقام نشان بزرگی اوست. چون دشمن چیزی جز بی حرمتی و جسارت ندارد.

16- دعا از معجزات قولی پیامبر است.

17- آدم این را متوجه شود که جز خدا کسی جواب مضطر را نمی دهد، همه کارهایش درست می شود. دعای امن یجیب را با جان بخوانید!

18- آقایان حیف تان نمی آید مادرها را اذیت می کنید؟ سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت: "بعد از این با کدام دست بلاها را رد کنم؟" دست مادر که بالا می رود بلاها از شما دور می شود. حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می رنجاند؛ قبول باشد!

19- آشیخ موسی دبستانی را من زیارت کردم. خیلی لطیف بود. از شاگردان آیت الله قاضی بود. یک شب بلند می شود برای نماز شب. قبل از بیدار شدن برای نماز شب در خواب می بیند که یک نفر گفت: یا موسی اقبل و لا تخف انک من العاملین ( ای موسی رو کن و نترس که تو در امانی) نماز شب را خواند و خوابید، دیگر بلند نشد. همان طور در خواب رفت.

20- سفره خدا بزرگ است. پیرزنی نابینایی جلوی حضرت موسی را گرفت. گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند. حضرت موسی گفت باشد. پیرزن گفت دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک توقفی کرد. با خود گفت چشمانش را خدا داد ، دیگر زیبایی و.... وحی آمد که موسی چرا فکر می کنی؟ مگر از تو می خواهد؟

منبع: سایت عصر ایران


برچسب‌ها: سایت فاطمی نیا, پایگاه استاد فاطمی نیا, علاقه مندان استاد فاطمی نیا, اطلاع رسانی استاد فاطمی نیا, سایت حجت الاسلام فاطمی نیا
[ 91/04/24 ] [ 8:48 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]

گفتاري از آیت الله فاطمي نيا حفظه الله


منشأ اثر مهم است ؛ نه نفر !

حاج خليفه در اول كتاب كشف الظنون مطلب خيلي مهمي دارد. مي گويد علما بر دو قسمند: يك قسم منبعند يعني از خود مايه دارند و مي توانند تحول ايجاد كنند و يك قسم از آنها استفاده مي كنند و مصرف كننده اند. ائمه اطهار(ع) فرموده اند: فقط راوي نباشيد، راعي هم باشيد يعني سخنان ما را متوجه بشويد. مولا علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: راويان حديث زيادند ولي راعيان حديث كمند. مي گويند ياران امام زمان(عج) 313 نفر هستند. مقصود 313 نفر منشأ اثر است، نه 313 نفر مقدس. به قول حاج خليفه 313 نفر منبع مانند مالك اشتر. شخصي مي گويد: خدمت امام صادق(ع) رسيدم، عرض كردم: آقا چرا نشسته ايد و با اين همه ارادتمند كه داريد قيام نمي كنيد؟ خيلي ها به شما معتقدند. حضرت آماده شدند و با هم از شهر بيرون رفتيم. ديديم شخصي بز مي چراند. حضرت فرمود: اگر من به تعداد اين بزها يار داشتم، درخانه نمي نشستم. آن شخص مي گويد: من شمردم، ديدم هفده عدد بز است. يعني در بين شاگردان امام صادق(ع) كه شيخ مفيد مي گويد ممتازين آنها چهار هزار نفر بودند، آيا هفده نفر نبود؟ صحبت نفر نيست، صحبت منشأ اثر است.



بلند همتي در عبادت

اشخاصي هستند كه علو همت دارند. علو همت در ابعاد مختلفي مي تواند مطرح شود: در عبادت، در برخورد با مردم، در تعليم و تربيت. عبادت اگر با علو همت نباشد، خلاصه مي شود در انس به عبادت. چون انس سه قسم است: انس به خلوت، انس به عبادت، انس به الله. اين مطلب بلند است. يك عده انس به عبادت دارند، هر روز زيارت عاشورا مي خوانند، هر سال عمره مشرف مي شوند كه اگر آن عبادت و خلوت مأنوس شان به هم بخورد، آن حال را از دست مي دهند، اما صاحبان انس به الله هميشه حالشان به جاست. يك نفر هست هر سال عمره مي رود. عمره رفتن بد نيست، اما ببينيم آيا اين شخص انس به عبادت دارد يا انس به الله؟ اگر به او بگويي اين دفعه چمدانت را بگذار زمين و پول عمره ات را بده به مريضي كه كسي را ندارد يا دختر آبرومندي كه مي خواهد شوهر كند، اگر به راحتي داد، معلوم مي شود اين شخص انس به الله دارد وگرنه انس به عبادت دارد نه انس به الله. در انس به عبادت، انتخاب كننده انسان است و در انس به الله انتخاب كننده خداست. دين، دين بندگي است. صاحب همت بلند در عبادت، انس به الله پيدا مي كند.

در كتاب مقفي آمده است: «كفي للشيطان نصيبا فيك ان ينقلك من طاعه الي طاعه » اگر صاحب انس به الله نشوي و همتت در عبادت كوتاه باشد، يك خطر تو را تهديد مي كند كه شيطان تو را از يك طاعت به طاعت ديگر مي كشاند و خودت هم متوجه نمي شوي. مي خواهي صله رحم كني، شيطان مي گويد: نه حالا بنشين اين دعا را بخوان، بعداً مي روي. نمي گويد: برو دزدي كن و شراب بخور. شيطان بلد است چه كار كند. اگر همت انسان در عبادت عالي باشد، خدا به او بينش مي دهد. «ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر از خدا پروا داريد براي شما (نيروي) تشخيص (حق از باطل) قرار مي دهد.» (انفال: 29)

همت عالي در ساختن مردم

بخش دوم همت عالي در ساختن مردم، اگر انسان همت عالي در اين امر نداشته باشد، موفق نمي شود. مرحوم حاج سيد مهدي قوام(ره) در زمان طاغوت ده شب منبر رفته بود. شب آخر هنگام بازگشت به خانه زن بدكاره اي را فرا خواند و به او گفت: اين پول ده شب روضه امام حسين(ع) است كه به من داده اند، تو را به جده ام زهرا تا اين پول تمام نشده، اين كار را نكن. در نتيجه اين عمل، آن زن توبه كرد و زن صالحه اي شد و ازدواج كرد.

در زمان امام محمد باقر(ع) شخصي بود به نام كثير عزه كه غزلهاي عاشقانه مي سرود ولي در مقابل اگر كسي مي خواست به امير المومنين(ع) جسارتي كند، او با اشعار خود به دفاع از اهل بيت(ع) مي پرداخت، در زمان بني مروان و بني اميه كه افراد را به اين جرم مي كشتند، وقتي اين شخص از دنيا رفت، حضرت باقر(ع) بر جنازه او حاضر شد تا به اين وسيله از او قدرداني كند. آيا ما مقدسها از اين كارها مي كنيم؟

مكر شيطان

بخش سوم علو همت در تعليم و تربيت، در اين جا مي رسيم به شخصيتهاي بزرگي كه جزء شخصيتهاي موثر و منبع هستند. يكي از علما وقتي يك نفر به ديدن ايشان مي رفت، كتاب و جزوه اي مي آورد و براي او مطلبي مي گفت تا آن چند دقيقه هدر نرود.

مرحوم ملا مهدي نراقي مي فرمايد: شيطان شصت سال عمر ما را گرفته است، مي گويد: پنج دقيقه كه چيزي نيست، يك شب كه چيزي نيست، دو روز كه چيزي نيست. يك وقت مي رويم جلوي آينه، مي بينيم محاسنمان سفيد شده است. برخي اين مجالها را به شيطان نمي دهند.

منبع : سايت مركز تدوين و نشر آثار علامه كرباسچيان 

[ 91/04/24 ] [ 8:36 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]

 نکاتی برگزیده از سخنرانی های استاد فاطمی نیا 

استاد فاطمی نیا:پس کی می خواهیم متحول بشویم؟ا


نکات برگزیده زیر از بعضی سخنرانی های استاد فاطمی نیا در سال 85 استخراج شده است که امید است مورد استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد و چراغ راهمان باشد.

1- این روزها حرف زدن سخت شده است. بین مبتدا و خبر ایراد می گیرند. نمی گذارند مبتدا را بگویی بعد به خبر برسی. نمی گذارند جمله کامل بشود.

نمی دانم ما چرا این طور هستیم. زندیق به فردی می گویند که به هیچ چیز معتقد نباشد. یعنی فوق کافر است. کافر داریم که بعضی مسائل را قبول دارد ولی زندیق کسی است که هیچ اعتقادی ندارد.

زندیق ها نقل کرده اند که ما می رفتیم با امام صادق (ع) بحث می کردیم ایشان به قدری زیبا گوش می داد که فکر می کردیم در بحث ایشان را محکوم کرده ایم.

حرف ما که تمام می شد ایشان سرشان را بالا می اوردند همه بافته های ما را با یک جمله نقض می کردند.

اما ما در برادری و خواهریمان حاضر نیستیم به حرف یکدیگر گوش بدیم. صبر کن! شکر توی کلامت! این شکر این جا به چه دردی می خورد؟ بیچاره زحمت کشیده، انرژی صرف کرده می خواهد نتیجه بگیرد بعد بگوییم شکر توی کلامت! یا وسط بحث اگر از یک جمله خوشش نیاید می پرد وسط حرف. آقا جان کمی صبر کنید! به خدا معلومات بدست آوردن به این راحتی ها نیست.

2- چقدر افترا؟ چقدر تهمت؟ خب! دعا مستجاب نمی شود.

3- خدا با تازه وارد رفتار دیگه ای دارد. جوانان عزیز توجه کنند که در توبه باز است اما نه به معنای عوامانه آن.

شنیدم شخصی گفت من فلان گناه را می کنم. گذاشتم بروم مکه تا توبه کنم.عده ای می گویند مگر چه عیبی دارد؟

اجازه بدهید باطن این حرف را به شما بگویم. متاسفانه معمول شده در جامعه. این فرد معنی توبه را نفهمیده است. توبه این نیست بشینی بگویی استغفرالله ربی و اتوب و الیه. توبه اصلش پشیمانی است. پشیمانی دست تو نیست. دست توست؟ می خواهی بروی مکه پشیمان بشوی؟

چرا وقتی متوجه می شوی قسمتی از مالی که داری متعلق به یتیم است، سریع آن را برمی گردانی؟ چون موجبات پشیمانی فراهم شده است.

پشیمانی از حالات درونی انسان است مثل ترس و وحشت. موجبات ترس وقتی پیش بیاید آدم می ترسد. خوشحالی، ناراحتی و ترس از حالات درونی انسان است و دست او نیست. باید موجباتش فراهم شود.

این فرد که می گوید می خواهم بروم مکه توبه کنم، معنی حرفش این است که می خواهم بروم مکه آنجا پشیمان بشوم. پس چرا اینجا پشیمان نمی شوی؟

حالا در این زمینه کسی هنوز پشیمان نشده ولی به همین اندازه با خودش می گوید خوب است در اعمالم تجدید نظری بکنم! اینها باز خوبند.

عده ای هستند که می گویند ولش کن. مردم کارهایی می کنند که گناهان من پیش آنها مثل نماز شب می ماند. اینهایی که می گویند خوب است با خودم خلوتی بکنم و تجدید نظر بکنم؛ فرموده اند حضرت حق شوری در دلشان می اندازد تا توبه کنند.

علامه طباطبایی می فرماید تواب دو معنی دارد. تواب یک معنایش زیاد توبه پذیر است. اما تواب یعنی کسی که توفیق توبه می دهد و توبه را می پذیرد.

ما یک توبه می کنیم و خدا دو توبه می کند و توبه ما بین دو توبه خدا قرار می گیرد. خدا اول توفیق توبه می دهد، شوری در دل می اندازد. بعد ما توبه می کنیم. دوباره توبه ما را می پذیرد. این توبه دوم خداست.

ذکر هم همین است. اول خدا توفیق ذکر می دهد، بنده ذکر می گوید و خدا ذکر را می پذیرد. به این خدا می شود معصیت کرد؟

پس اگر پشیمان نشوی توبه اصلا صدق نمی کند.

4- چیزهایی بین مردم خیلی رایج شده، فکر نکنید که جایز است. مردم خیلی پشت سر هم حرف می زنند. خدا نعمت عافیت داده، فرد این ظرف عافیت را می کند ظرف غیبت و معصیت.

وارد خانه می شوی، زندگی خوب، غذای خوب و..... بعد غیبت می کنی؟ این نعمت عافیت را چرا ظرف معصیت می کنی؟ خدا عافیت داده پشت سر مردم صحبت بکنی؟

5- سخت ترین آیه جهنم در قرآن را اگر بپرسی همه می گویند مار غاشیه، آب جوش و.... ولی سخت ترین آیه جهنم در سوره مبارکه ابراهیم است. می فرماید: "مرگ از هر طرف به سراغ فرد می اید ولی نمی میرد."

زیباترین آیه توصیف بهشت هم اگر بپرسی می گویند: نهر های جاری از عسل و...... ولی کامل ترین توصیف از بهشتی که نرفته ایم در سوره کهف است. می فرماید: " اهل بهشت دوست ندارند از بشهت بروند" شما هر جا بروی بعد چند روز خسته می شوی. چون در قرآن آمده که "خالدین فیها ابدا"( در آن جاودانه اند) آدم با خود فکر می کند چقدر در بهشت بمانیم! ولی اینقدر برایت شیرین می کنند که دوست خواهی داشت بمانی.

6- یکی از اهل عرفان گفته به هر بشری زیاد مراجعه کنی آخر از تو منزجر می شود. یک بار، دو بار، سه بار، می گوید این دفعه آمد جواب نده. بد عادت می شود. فقط یک مورد است که هر چه بیشتر مراجعه کنی قدر و منزلتت بالا می رود و آن در خانه حضرت حق است.

7- بعضی ها حرف عوامانه می زنند می گویند نباید چیزی را به زور از خدا گرفت. از این بی معنی تر نمی شود گفت.

خدا که چیزی را به زور نمی دهد. آن چیز را هم که نباید بدهد، نمی دهد. به وقتش هم می دهد.

اجابت دعا بعضی اوقات موانعی دارد. در دعای کمیل می گوییم "اللم الغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا" خب بعضی کارها مانع از استجابت دعاست.

یکی از این موانع دل شکستن است. پشت سر این و آن حرف زدن است. امروز متاسفانه خیلی معمول شده؛ در مساجد در صف نماز، در هیئت های حسینی می نشینند پشت سر فلان فرد غیبت می کنند.

می فرماید: "هرکس پشت برادر دینی خود غیبت کندکه قدر آن فرد نزد مردم پایین بیاید، از ولایت خدا خارج می شود." تعارف که نیست. باید این کارها را بگذارند کنار، دعا مستجاب شود.

8- خانمی است شوهرش بسیار متدین و اهل نماز و روزه ؛ خانم افسرده شده است. رسیدگی کردیم دیدیم 20 سال این آقا صبح گفته خداحافظ، شب گفته سلام. بله. همان آدم مومن مقدس. نماز جماعتش را با غفلیه و الذنون الذهب اش همه را در مسجد خوانده آمده. بله بعضی ها دین را مسخره کرده اند. دین این نیست که عزیز من.

شب می آید خانه. حاجی شام داریم ، بیاورم؟
با یک لحنی می گوید: چی داریم؟
یک لقمه خورده می گویند حاجی خوابش برد. هیچی. روی حاجی رو بپوشونید! صبح هم بیدار شده نماز و تعقیبات. بعد هم با اخم خداحافظ.
نه یکی نه دوتا بلکه یک گونی پر؛ خانم ها نامه نوشتند. حرفشان این است که جیبمان پر از پول است. طلا، امکانات و خانه بزرگ.... ولی محبت ندیدیم.

این موضوع یک طرفه نیست. از آن طرف آقا داریم که خانم افسرده اش کرده است. اینقدر خانم بداخلاقی کرده آقا نمی داند چه کار کند.

یک خورده بشینید محاسبه ی نفس بکنید. در بهار درختان را هرس می کنند، چندتا گل می کارند. چند تا گل بکارید. گل رافت و عطوفت بکار!

خانم، آقا! ببینم می توانی اخلاقت را خوب کنی! می توانی فریاد نزنی! می توانی غضب را کنترل کنی! وقتی به باغچه رسیدگی می کنند، بعضی گیاه ها را که خشک شده، در بهار از ریشه در می آورند. این تکبر را بندازید دور. گیاه از خود راضی بودن را بنداز دور. پس کی می خواهیم متحول بشویم؟

9- تشیع این نیست که آدم موقع سینه زدن بالا بپرد، اسم امام حسین را نصفه نیمه ببرد.

یکی از اهل علم حالش به هم خورده بود. می گفت عده ای را دیده بود که روی زمین خوابیده بودند روی زمین می کشیدنشان، صورتشان به زمین کشیده می شد و خون جاری شده بود؛ حال اهل علم بد شده بود. ائمه راضی اند به این؟

ما عاشق اهل بیت هستیم اما ببینید واقعا اهل بیت راضی اند از این حرکت؟ وقتی بنا بشود عالم برود کنار ،محور بشود یک جوان؛ این جوان همه کار می کند دیگر.

اعتقادات که نباید از بین برود. ببینیم اهل بیت از ما چه می خواهند. رضایتشان در چیست. شیعه کیست؟ شیعه علامه امینی است که تشیع را روشن کرده و زحمت کشیده است.

شیعه، شرف الدین است. شیعه، علامه میرحامد حسین هندی است و امثالهم. زحمت کشیدند بحث علمی کردند.

علامه امینی زحمت کشیده به این رسیده که حدیث غدیر از 360 طریق نقل شده است. 360 طریق 14 قرن را مستغرق می سازد. آیا امکان دارد 360 نفر که همدیگر را ندیده اند دروغ بگویند؟ با این دلایل محکم حدیث غدیر را ثابت می کند. شیعه ایشان است.

10- سابق بر این در تهران ختم صلوات می گرفتند. هر فرد تعدادی صلوات به عهده می گرفت کلا 14000 صلوات می شد. حالا ما نمی خواهیم انتقاد کنیم. فردی آمد خدمت آیت الله العظمی بهاالدینی گفت آقا ختم صلوات داریم چند دفعه بفرستیم؟ فرمودند "یک مرتبه". با حضور قلب باشد یک مرتبه کافی است. حالا حضور قلب نباشد برو صد هزار صلوات بفرست. علامه طباطبایی فرموده بودند یک صلوات برای همه کافی است.

منبع: سایت عصر ایران 


برچسب‌ها: سخنان کوتاه استاد فاطمی نیا, قطعه های کوتاه, منتخبی از سخنان, خلاصه سخنان, نکات برگزیده, گزیده ای, سخنان, استاد, فاطمی نیا
[ 91/04/24 ] [ 8:29 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]
چهل سال نتوانستی زبانت را کنترل کنی،چه دعای کمیلی؟!


نشسته سر سجاده مرتب می گوید یا ارحم الراحمین! یا اکرم الاکرمین! کتاب دعا را می بندد، می آید پیش زن و بچه می بینی چقدر خشک و خشن است. دعای این فرد مستجاب نمی شود. تعارف نداریم.

در ادامه برگزیده ای از سخنان آیت الله فاطمی نیا را می خوانید: 

*ما آمدیم بنده خدا بشویم. ببینید جاهل یا افراط می کند یا تفریط. جاهل کرامت را به کل منکر می شود نه اینطور نیست. نه ما منکر کرامت هستیم و نه آن را به این بی در و پیکری قبول داریم. این حرف ها نیست.ما آمدیم بنده خدا بشویم. اگر خدا صلاح دانست در دامن یک بنده کرامت می ریزد و اگر صلاح ندانست هم نمی دهد. بنده فردی را دیدم که از بسیاری از صاحبان کرامت مقام بالاتری داشت ولی کرامت نشان نمی داد. چون مصلحت نبود کرامت نشان دهد. مقصود این حرف ها نیست.

ما آمدیم بنده خدا بشویم. مهم این است که خدا و امام زمان از ما راضی باشند. این است که برای ما ملاک است و اگرنه کرامت دادند یا ندادند مهم نیست. اصلا دین ما برای این مسائل نیست که کاری بکنیم صاحب کرامت بشویم و این طور مسائل. هدف فقط بندگی خداست و کرامت صاحبان کرامت نیز کاشفیت آنهاست. او در عظمت دین مشغول به کشف است.

*اصل اشتغال به عیوب نفس بسیار مهم است. باید بنشینم ببینم چه عیوبی دارم. اگر بنده چنین کاری نکند اگر تمام وعاظ عالم هم جمع بشوند نمی توانند هیچ کاری بکنند.
امام باقر (ع) می فرماید: اگر بنده خودش به فکر نیفتد و با خود جلسه نگذارد مواعظ همه عالم هم هرگز او را اصلاح نخواهد کرد.

*همه احادیث و روایات را که جمع کنیم و نتیجه بگیریم، اولین آسیب شما جوانان از غضب است. هر دری که به روی شما بسته شود به خاطر غضب است. ماشالله جوان را می بینی انگشتر، تسبیح، محاسن و سجاده؛ اما در خانه که می رود با مادرش غضب الود برخورد می کند. از بیرون می آید خانه می گوید "آقا جاتون خالی دعای کمیل بودیم". چه کمیلی؟ چهل سال است بلد نیستی با همسرت درست حرف بزنی! چهل سال نتوانستی زبانت را کنترل کنی! پس به قول امیرالمومنین اگر محاسبه نفس کنیم و اعمال خود را بسنجیم متوجه می شویم که بعضی درهای رحمت چرا به رویمان بسته می شود و نمی توانیم حال معنوی پیدا کنیم. یک کلمه احتمال بده این برای غضب توست و اگر این غضب کنترل شود چه درهایی به روی انسان گشوده می شود!

*بعضی ها حاضرند از تمامی لذایذ بگذرند تا یک نفر به آنها را قربان خطاب کند. هر گناهی را مرتکب می شود تا یکی به او بگوید اطاعت قربان! چقدر انسان متکبر است!
یکی از عرفا می گفت بعضی حب ریاست ها مثل آتشفشان زبانه کشید که شعله اش به خیمه های امام حسین(ع) در روز عاشورا رسید.

*ما با خودمان جهنم را حمل می کنیم. دریای غضب را فرد با خودش حمل می کند. اگر جایی می شنوید قتلی و جرمی رخ داده، فکر نکنید ما ممکن نیست مرتکب این کارها بشویم! آیت الله بهالدینی می فرمود ما انسان ها مثل آتش زیر خاکستر هستیم و باید از خدا بخواهیم ما را زیر خاکستر نگه دارد.

*تا نظربلندی نباشد، قرب حق حاصل نمی شود و بنده کامل نمی شود.

* یکی از دعاهای با فضیلت این است: «یا من ظهر الجمیل و ستر القبیح ». این را وقتی می خوانی تصمیم بگیر نیکی های مردم را بگویی و زشتی هایشان را بپوشانی!
دعا می خوانی: یا ستارالعیوب! خوب تو هم عیب دیگران را بپوشان!
دعای کمیل بسیار دعای زیبایی است. کمیل که برای آواز خواندن نیست. کارهای عجیبی هنگام خواندن این دعا می کنند. بعضی قسمت ها را ۳ بار می خوانند و... غرض این که وقتی در کمیل می خوانیم "کم من قبیح سترته" تصمیم بگیریم بدی مردم را بپوشانیم و ستارالعیوب باشیم.
فرد نشسته سر سجاده مرتب می گوید یا ارحم الراحمین! یا اکرم الاکرمین! کتاب دعا را می بندد، می آید پیش زن و بچه می بینی چقدر خشک و خشن است. دعای این فرد مستجاب نمی شود. تعارف نداریم. یکی از علل استجابت دعا این است که باطن را متحقق کنی با مضامین دعا.

*وقتی خدا منت گذاشته و اجازه داده اسم هایی چون الله، فاطمه، محمد، حسین و.... را به زبان بیاوریم، پس این زبان را به چیز دیگر آلوده نکن!

 تصمیم بگیریم زبان هایمان را آلوده نکنیم. فقط تصمیم بگیریم، لازم نیست مانند بعضی افراد بگوییم عهد می کنیم. فردی را دیدم دست یک سیگاری را گرفته بود و می گفت: بگو عهد می کنم سیگار را کنار بگذارم. گفتم: ول کن این بیچاره را! نباید این قدر به مردم سخت گرفت. تو بدی ها و مضرات سیگار را برایش بگو! این همه فشار لازم نیست.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی یاسین

[ 91/04/24 ] [ 8:23 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]
آیت الله فاطمی‌نیا: دوری از مکتب امام صادق (ع) برابر با گمراهی است


حجت‌الاسلام عبدا... فاطمی‌نیا در مراسم عزای امام صادق (ع) در مدرسه علمیه آیت‌ا... بروجردی قم و در شب شهادت صادق آل محمد (ع) با بزرگ شمردن منزلت این شب اظهار داشت: همه چیز در مکتب امام صادق (ع) به شرط عمل قابل دست یافتن است. 

وی با تفسیر فقه به معنای همه چیز بیان داشت: امام صادق (ع) می‌‌فرمایند «در کسی از یاران ما که تفقه در دین نمی‌کند، خیری نیست زیرا مردی از شیعیان ما وقتی به‌وسیله تفقه خود بی‌نیاز نشود، محتاج دشمنان ما می‌شود و وقتی محتاج دشمنان ما شد، آن ها او را در گمراهی‌ها و ضلالت‌های خودشان داخل می‌کنند، در حالی که او هیچ علمی به آن ندارد». این استاد حوزه افزود: همه آن چه خدا نازل کرده، فقه است و در اصطلاح، هرآن چه برای ما لازم است مانند عرفان، اعتقادات، تاریخ و... در دایره فقه قرار می‌گیرد. فاطمی‌نیا بیان داشت: یکی از مصادیق فقه امام صادق (ع) توحید است، در دارالافتاء سعودی کتابی چاپ شده که در آن آمده است اگر کسی بگوید خدا در همه جا وجود دارد، کافر است و این یکی از دلایل گمراهی افرادی است که در دین تفقه نمی‌کنند. وی ضمن بر شمردن عرفان به عنوان یکی دیگر از مصادیق فقه گفت: درددل و حرف در این زمینه بسیار است به طوری که تا اسم عرفان به میان می‌آید، خیلی‌ها از آدم دوری می‌کنند یا بحث شیعه و سنی بودن مولوی، محی‌الدین و... را پیش می‌کشند. این استاد اخلاق تأکید کرد: بعضی‌ها با ویترین درست کردن قصد جذب جوانان را دارند و ما باید بدانیم که عرفان به دو شاخه عملی و نظری تقسیم می‌شود که البته عرفان نظری یک فن است، اما عرفان عملی تنها در سایه مکتب امام صادق (ع) قابل اکتساب است و این دو لازم و ملزوم همدیگر نیستند، چه بسیار افراد اهل کرامت داریم که حتی یک خط عرفان نظری نخوانده‌اند. فاطمی‌نیا با تقسیم‌بندی علوم به دو دسته نزدیک و دور از حس آدمی گفت: بشر در علوم نزدیک به حس قادر به پیش روی است، اما در علوم دور از حس تنها به‌وسیله دستگیری ائمه (ع) از ما، قادر به فهم آن هاییم. استاد حوزه افزود: فهم این دسته از علوم با موید شدن عقل به نور امکان‌پذیر است که این نیز در مکتب امام ششم (ع) ممکن است و همه چیز در مکتب امام صادق (ع) به شرط عمل قابل دست یافتن است. وی در جملاتی نیز به مذمومیت خشم پرداخت و گفت: امروزه جوانان از این ناحیه لطمات جبران ناپذیری می‌بینند و عجیب است که آنان در بیرون خانه خوشحال و خندان و در درون خانه عبوس و عصبی اند و ما باید در این موضوع کلام مولای متقیان علی (ع) را سر‌لوحه خود قرار دهیم که فرمودند «‌اگر بردبار نیستی خود را به بردباری بزن».


منبع: پایگاه اطلاع رسانی یاسین

[ 91/04/24 ] [ 8:11 ] [ از کلیه دوستان التماس دعا دارم ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بخشی از سخنان ارزشمند استاد فاطمی نیا در این وبلاگ قرار گرفته است، طالبان مطالب بیشتر میتوانند از کتاب های "تفسیر جامعه کبیره" و دوره سه جلدی "نکته ها از گفته ها" و سخنرانی های ایشان استفاده کنند.
جستجوگر


در اين وبلاگ
در كل اينترنت

امکانات وب