عظمت مقام پیامبر اکرم صل الله علیه و آله

مقام سید انبیاء از عقول ما بشرها خارج است، یعنی مقامی است که بسیار بسیار علم ها و دانش ها باید دست به دست هم بدهند تا این مقام تبیین بشود.

شما نگاه کنید به تعبیر مولایمان امام صادق علیه السلام می فرماید:

«کانت جبرئیل اذا نزل علی رسول الله استاذن منه و قعد بین یدیه کاالعبد»

وقتی که جبرئیل بر پیامبر نازل می شد اجازه می گرفت و مثل بندگان در برابرش می نشست.

باز در حدیث داریم که امام صادفق علیه السلام وقتی می خواست از رسول خدا مطلبی نقل کند، خیلی عجیب است ها، وقتی که می خواست صرفا یک مطلب نقل بکند، وقتی که می گفت قال رسول الله، اسم رسول الله که می آمد، «تغیر لونه» رنگ مبارکش عوض می شد. یعنی از ثقل این اسم، از عظمت این اسم.

امام سجاد علیه السلام در دعای دوم صحیفه می فرماید:

«و الحمد لله الذی مَنَّ علینا بمحمد نبیه دون الامم الماضیه و القرون السالفه»

حمد مخصوص خدائی است که به وسیله پیامبر اکرم بر ما امت منت گذاشته، احسان کرده. چقدر افتخار کنیم که امت این پیغمبریم، درسته در امم گذشته انبیاء بودند، انبیاء همشون عزیزند، عظیمند، بزرگوارند، اما پیغمبر ما آقای پیامبران و سید انبیاست.

قصیده بوسیری رو حتما اقایون شنیدند، شرف الدین بوسیری یک شاعری بوده، شاید در قرن شیشم و اوایل هفتم، این مریض میشه، ظاهرا فلج میشه، و عرض می کند محمد یا رسوا الله من چیزی ندارم به شما بدهم، من یک شاعر هستم قریهه خوبی خدا به من داده، اگر از خدا بخواهید خدا منو شفا بدهد، من یک قصیده ای در مدح شما می سازم، نذر می کند و می خوابد.

شب می بینه حضرت سید انبیاء آمد یک پارچه برد یمانی روی او کشید، از خواب بیدار میشه، می بینه سالم است و هیچ علتی در او نیست، بنابر این به نذر خود وفا می کند و چون حضرت در خواب با برد یمانی از او پذیرائی کرده روی او کشیده، قصیده به نام قصیده برده نامیده شده.

این قصیده ی بسیار بلند و بالایی است و در طول قرون و اعصار مورد تقلید و اختباس شعرا شده، خیلی ها از او اختباس کرده اند.

در اوایلش می گوید که :

فاق النبیین فی خلق و فی خلق   و لم یدانوهو فی علم و لا کره

می گوید: خلقا و خلقا پیامبر اکرم بر تمام انبیاء تفوق دارد و هیچ کدام به او نمی رسند.

خلاصه به شما بگویم این قصیده خیلی زیباست، آخرین نفری که دنبال این قصیده رفته تا اوجایی که من سراغ دارم احمد شوقی بوده، ایشون قصیده ساخته، اسم قصیده رو گذاشته نهج البرده، یعنی این هم نهج قصیده برده است.

احمد شوقی هم کار بسیار تماشائی و فوق العاده ای کرده، می دونید که ایشون، حالا من احتمال می دهم که شیعه باشد، نخواسته بگه،چو یک دیوان نازکی دارد که شاید وصیتش این بوده که بعد از وفاتش چاپ بشه، در او دیوانش که بعد از وفاتش چاپ شده، اونجا یک رد پاهای تشیع دیده می شود، در همون دیوان مفصلش هم که هست، اونجا هم ایشون خیلی ارادت به اهل بیت (ع) نشون داده. 

خلاصه این نشون میده که یا شیعه بوده با نزدیک به شیعه بوده، به هر حال در این نهج البرده اش مطالب عالیه ای آورده خیلی زیبا و دلنشین، از جمله مطالبش این است، می گه که:

اخوک عیسی دعا میتا فقام له   و انت احییت اجیالا من الرممی

میگه اگه برادرت حضرت عیسی اون پیامبر عظیم الشان یک مرده ای را زنده کرد، تو نسل های مرده را زنده کردی. بعد می گه:

جاء االنبیون با الایات فمسرمت

تمام پیامبران معجزه آوردن و لی همه از بین رفته.

الان ما از کجا می دونیم حضرت عیسی معجزه داشته مرده زنده می کرده، حضرت موسی معجزه داشته، قرآن گفته ما فهمیدیم، اونها الان وجود ندارن، چون برای زمان خودشون بودن.

و جئتنا بحکیم غیر منسرمی

تو یک قرآن آوردی که هیچوقت از بین نمیره.

چون نبوت پیغمبر برای همه جهانیان تا آخر دنیاست معجزش هم باید باقیه خالده باشد.

یک بار دیگر جمله حضرت سجاد(ع) رو تکرار کنیم:

«و الحمد لله الذی مَنَّ علینا بمحمد نبیه دون الامم الماضیه و القرون السالفه» 

مقام پیامبر اکرم بالاست، یعنی اولین شخصیت است،دیگه خدا بالاتر از او شخصیتی نیافریده.
و دومین شخصیت عالم هم امیرالمومنین علیه الصلاة و السلام است.