ایمان بازدارنده


بسم الله الرحمن الرحیم


الحمدلله رب العالمین

وصلی الله علی سیدنا و نبینا ابالقاسم مصطفی محمد

و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و علی جمیع انبیاءالله و رسله و ملائکته ولا حول ولاقوه الا بالله العلی العظیم

دیشب جمله ای از خطبه 176 برایتان نقل شد که امیرالمومنین(ع) می فرماید: یا ایُها الناس ُطوبَی لِمَن شَغَله عِیبَه عَن عُیوبِ النّاس

تا رسیدیم به اینجا که اگر بخواهیم به عیوب خودمان مشغول شویم: راه آن محاسبه است.

درمورد محاسبه چند تا مطلب هست که دلم می خواهد به شما جوانان عزیز و با فضیلت عرض بکنم

اولا محاسبه را با یک عینک دیگه نگاه کنیم


واقعا ببینیم اهل بیت علیه السلام به ما چه فرمودن؟

دو تا حدیث نقل می کنم و یک ماجرای عجیبی است که خدمتتان عرض می کنم.

حدیث:

از مولایمان حضرت رضا(ع): لِیسَ منّا ( از مانیست! خیلی حرف بزرگی است. اهل بیت این لفظ (( منّا )) را در جاهای خاصی بکار برده اند. مثلا (( سلمان منا )) نه این که عین ماست! بلکه یعنی از کسانی است که با ما سنخیت دارد - عطر ما را می دهد- کار او را می پسندیم. گاهی وقتا یک عده مقام (( منّا )) را پیدا می کنند ولی در اثر بعضی چیزها از دست می دهند. جمله ای هست از امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه که (( مَازالَت زُبیرُ رَجُلٌ مِنّا اَهل البَیت: پیوسته زبیر از ما خاندان بود- حَتّی نَشَاَ اِبنُهُ المَشئوم عبدالله: تا وقتی که پسر شومش عبدالله بزرگ شد( و او را از مقام مِنّا خارج کرد )

لیسَ منّا من لَم یُحاسِب نَفسَه امام رضا (ع) می فرماید از ما نیست که کسی که به حساب نفس خود نرسد – کُلُّ یَومٍ مَرَّه: هر روز یک مرتبه

یعنی اگر یک روز بگذرد و محاسبه نکنیم، مدال منّا از ما گرفته می شود – حالا نمیگم کافر میشیم ولی بالاخره؛ دور میشیم از اهل بیت(ع)

حدیث دوم از پیامبر(ص): لایکون العبدُ مومناً :بنده؛ مومن حساب نمی شود- بالاخره ایمان درجات دارد – الان نمی تونیم بگیم مردم کافرند- بلکه نوعا مومنند. اما چه مومنی؟! واقعا چه اندازه ایمان است؟ آیا ایمانش واقعا بازدارنده است؟ کمترین مرتبه ایمان آن است که خدا را قبول دارد و همچنین پیامبر (ص) و روز قیامت را – ائمه را- یک نماز هم می خواند و سایر وظایفش را انجام می دهد ولی یه موقع می رسد که انگار ایمان ندارد. یک قضیه ای نقل کنم و بعد حدیث رو تفسیر کنیم.

یکی از علمای شیعه مرحوم کفعمی است که شما عزیزان اسم ایشان را در کتاب مفاتیح الجنان بسیار زیارت می کنید. مصباح کفعمی معروفه – بلدالامین کفعمی و همچنین کتابی دارد به نام محاسبه النفس

کتاب مرحوم کفعمی با محاسبه النفس سید بن طاووس و با کتاب کشف الریبه عن احکام الغیبه( شهید ثانی )به چاپ سنگی چاپ شده بود. که دو مقدمه دارد یکی به قلم علامه طباطبایی و مقدمه دوم به قلم مرحوم پدرم هست که امضا هم نکرده و یک دوره عرفان ناب اهل بیتی در آن موجود است که دست کم نگیرید اگر کتاب را دیدید.

غرضم این است که بنده وقتی به ایشون کمک می کردم در تصحیح کتاب کفعمی، مرحوم کفعمی درمورد ایمان بازدارنده حرف زده: می نویسد که اگر شما یک فرزند چهار ساله داشته باشید و لباستون را درآوردید پیش این فرزند گذاشتید و رفتید وضو بگیرید و بعد با یه خیال راحتی برگشتید که لباس را به تن کنید و یکدفعه این بچه گفت: بابا تو که نبودی یک عقرب رفت در آستینت! آنچنان با وحشت این لباس را پرت می کنی ! در صورتی که اولا شاید بچه دروغ گفته – بچه اصلا به عمرش عقرب ندیده که چه شکلیه! یا چشمش پرپر زده و توهم کرده...... با همه این احتمالات شما با وحشت لباس را پرت می کنی! و بعد می بینی بچه می خندد و تو را مسخره کرده و عقربی نبوده! کفعمی می نویسد که یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر و چهارده امام در تو اندازه این بچه اثر نکرد......


نقل قول از www.fateminiya.ir