اگر بگوییم بعضی راحت میشویم

اگر بگوییم بعضی راحت میشویم

استاد فاطمي نيا درباره نسبت دادن صفتي به يک گروه از آدم ها فرمودند:آدم بعضی نگوید میرود جهنم! مثلا بگوید تمام بقال ها متقلب هستتند، تمام کارمند ها چنین هستند، روز قیامت یک بقال خوب جلوی آدم را میگیرد، چند تا کارمند خوب جلوی آدم را میگیرند، میگویند ما اینطور نبودیم چرا گفتی! اگر بگوییم بعضی راحت میشویم، بگوییم بعضی بقال ها، بعضی کارمند ها.

(نقل به مضمون)

تکذیب دستورالعمل بخت گشایی از سوی استاد فاطمی نیا

تکذیب دستورالعمل بخت گشایی از سوی استاد فاطمی نیا

سایت مثبت اس ام اس در پستی به تاریخ 92/5/13 نوشت:اخیرا پیامکی منتسب به استاد فاطمی نیا پخش شده که "روز ۲۵ ماه رمضان فلان آیه رو برای فلان کار، لای قرآن بذارید." ایشون پارسال شب عید فطر قویا این قضیه رو تکذیب کردند و قسم جلاله خوردند که این حرف از طرف ایشون نیست.1

با توجه به این که جدیدا این نوع پیامک ها بسیار زیاد شده و این جور کار ها و نرسیدن به حاجات ممکنه موجب بدگمانیه عده ای نسبت به دین بشه. پس خواهش میکنم برای جلوگیری از نشر این پیامک تا جایی که میتونید تکذیب این قضیه از طرف آیت الله فاطمی نیا رو به دیگران اطلاع دهید.البته در مورد روز ۲۵ ماه رمضون پیامک های مشابه زیاد هست که اونها هم صاحب سند و منبع موثقی نیستند.

همچنین خبرگزاری فارس در تاریخ 92/5/20 در خبری با عنوان "استاد فاطمی نیا انتشار پیامک منسوب به خود را تکذیب کرد" نوشت:

در دهه سوم ماه مبارک رمضان پیامکی به نقل از استاد اخلاق حجت الاسلام والمسلمین سیدعبدالله فاطمی نیا پیرامون مسئله ازدواج دست به دست شد که طی آن نوشتن عریضه توسط جوانان مجرد در روز 25 ماه رمضان توصیه شده است.

حجت الاسلام والمسلمین سیدعبدالله فاطمی نیا در یکی از جلسات اخیر خود در خیابان دولت، ضمن تکذیب این موضوع، ناراحتی خود را اعلام و ابراز نگرانی کرد سخن پراکنی های اینچنینی به ترویج خرافات و سست کردن عقاید بیانجامد.

بر اساس این گزارش، استاد فاطمی نیا بارها در توصیه های اخلاقی خود، همگان را به دقت در بیان مطالب دینی و شرعی توصیه کرده است و بر جلوگیری از نشر اکاذیب تأکید دارد.

-در ضمن اگر استاد فاطمی نیا در خیابان دولت جلسه ای دارند و کسی از زمان و مکان این جلسه اطلاع دارد جهت آگاهی دیگران اطلاع دهد. 

1-برای دانلود سخنان استاد فاطمی نیا در شب عید فطر 91 به این پست بروید:

http://a-fateminiya.blogfa.com/post/37

کدام شب شب قدر است؟!

شب قدر کدام است؟!

استاد فاطمی نیا:هر سه شب قدر بالاخره اینها مظان استجابت دعاست، شب نونزدهم احتمال شب قدر بودنش ضعیفتر از شب بیست ویکم است و شب بیست و یکم احتمال شب قدر بودنش ضعیفتر از شب بیست و سوم است، شب بیست و سوم احتمال قدر بودنش از این دو شب قوی تر است منتها نه این است که احتمال در آن دو شب منفی باشد، نه اصلا روایت دلادت دارد بر اینکه تکرار کنید حاجاتتان را، هرچه شب نونزدهم گفتی شب بیست و یکم هم دوباره آنها را بگو، بیست و یکم گفتی بیست و سوم هم بگو، منتها ما یک وقتی قم که بودیم عملکرد بعضی از بزرگان، اولیا را میدیدیم، اینها با بیست و سوم آنچنان برخورد میکردند که تقریبا مثل کسی که یقین دارد!

خدا خواست شهادت در محراب هم مخصوص امیرالمومنین(ع) باشد

خدا خواست شهادت در محراب هم مخصوص امیرالمومنین(ع) باشد


-به مناسبت شهادت جانسوز حضرت علی علیه السلام سخنان استاد فاطمی نیا در مور سّر شهادت و تجلی صفات خدا در آن حضرت را میخوانیم. 

استاد فاطمی نیا: اینها جمعی از خوارج بودند، دور هم جمع شدند قرار گذاشتند که بروند سه نفر را به قتل برسانند، و به اصطلاح امروز ما ترور کنند،چاره ای نیست مجبورم اسمها را اینطور ببرم قضیه همین طور است، گفتند این سه نفر باید کشته شوند، یکی امام علی علیه السلام یکی معاویه و یک عمروبن عاص، این سه نفر.

خب ابن ملجم که خدا او را از لعن و ویل خود جدا نسازد مامور شد که علی علیه السلام را به قتل برساند، یکی دیگر هم قرار شد معاویه را به قتل برساند، یک هم عمروعاص را، این سه نفر آمدند، همانطور که همه تان میدانید ابن ملجم این جسارت بزرگ را کرد و و لقب اشق الاولین والاخرین را پیدا کرد، شقی ترین شخص در عالم کون ابن ملجم بود، اشق الاولین و الاخرین. خب ضربت به سر مولای عالم زد که همه تان میدانید. 

اما آن یکی رفت شمشیر انداخت که مثلا معاویه را از ناحیه سر یا سینه مجروح کند شمشیر از ران معاویه گرفت و ران او مجروح شد و او را به منزل بردند. بعد پزشک آوردند برای معاویه که علاج کند، پزشک گفت که شما این زخمتان دو راه دارد که خوب بشود، یکی این است که این محل را داغ کنیم، راه دیگر این است که شربتی هست که به تو بدهیم و این سم را از بدن تو خارج کند، اما یک قیدی در اینجا هست که اگر شربت را بخوری عقیم میشوی و دیگر فرزند دار نمیشوی ولی اگرتحمل این داغ نهادن را داشته باشی در عوض عقیم نمیشوی، معاویه یک فکری کرد گفت من عقیم هم بشوم مهم نیست یزید مرا بس است! من همین شربت را میخورم تاب این آتش را ندارم.، این هم اینطور شد.

و اما عمروعاص، عمروعاص یک نفر داشت به نام خارجه، آن خارجه را بجای خود برای نماز فرستاد، حالا الله اعلم که سر این قضیه چه بود، گفت من دلدرد دارم! خارجه هم از افراد دستگاه او بود که بجایش رفت، و آن کسی که آمده بود عمروعاص را بکشد یا عمروعاص را حضورا ندیده بود یا به خاطر تاریکی هوا خارجه را بجای عمروعاص زد و عمرعاص کشته نشد.

حالا عنایت کنید، یک شاعر اندلسی، همان اندلسی که امروز به آن میگویند اسپانیا، شعری گفته است بسیار مفصل، قصیده بسیار مفصلی است که بنده بعد از تلاش بسیار به آن دست یافتم، به آن میگویند "القصیدة بسّامه" ایشان قصیده مفصلی در تاریخ اسلام و خلفاء گفته است تا میرسد به شب نوزدهم ببینید چه میگوید این بیت خیلی شنیدنی است، میگوید که:

یا لیتها اذ فدت عمرا بخارجة    فدت علیاً بمن شاءت من البشری

میگوید ای کاش آن شبی که این دنیا خارجه را فدای عمرعاص کرد تمام بشرها را فدای علی میکرد که علی کشته نمیشد.

و بالاخره این ضربت به سر نازنین امام علی علیه السلام فرود آمد و منجر به شهادت او شد، آن دو نفر هم کشته نشدند. در اینجا یک سری هست و آن سر این است که علی علیه السلام به اتفاق تمام مورخین از شیعه و سنی در کعبه به دنیا آمده است، مولود کعبه است، بزرگان اهل تسنن مینویسند و "لم یشتهر وضع غیره فی بیت" اصلا مشهور نیست در دنیا که غیر علی علیه السلام کسی در بیت به دنیا آمده باشد. این ولید و مولود کعبه است، خدا خواست که این شهادت محراب هم اختصاص پیدا کند به مولی وآقای عالم علی علیه السلام.


قبلا گفتیم که باید تخلق به اخلاق خدا پیدا کنیم این همان است که شاعر میگوید:
ها علی بشر کیف بشر، ربه فیه تجلی و ظهر یعنی ببینید اگر بناست که صفات خدا روی مخلوقی به نمایش گذاشته شود، باید روی امیرالمومنین به نمایش گذاشته شود، روی پیغمبر اکرم، صدیقه کبری و فرزندان اینها به نمایش گذاشته شود، بله میگوید: ها علی بشر کیف بشر؟! بله بشر است ولی چگونه بشری است؟! ربه فیه تجلی و ظهر، صفات خدایی در او به نمایش گذاشته شده است، همانطور که خدا برای دوست و دشمن مهربان است، رزق میدهد، وقتی که این ملعون ضربت به سر آقا زد، از همانجا که آقا در محراب افتاده وغرق در خون بود شروع به سفارش ابن ملجم کرد که با او خوب رفتار کنید و هکذا تا بعدها که سفارش های دیگر. 

فردا خاک ریخته بر سر مسلمین آنوقت عزیز بشود؟!

فردا خاک ریخته بر سر مسلمین آنوقت عزیز بشود؟!

استاد فاطمی نیا: دقت دارید که من به شب های عزا میگویم شب بزرگ نمیگویم شب عزیز، چون عوام ها به این شبها میگویند شب عزیز! این شب ها بزرگ است آقا، عزیز چیه؟! من خیلی ناراحات میشوم شب عاشورا میگویند شب عزیز! شب عاشورا، شب شومی است، کجا شب عزیز است؟! فردا خاک ریخته بر سر مسلمین، خاک یتیمی، آنوقت عزیز بشود؟! کجاش عزیز است، این شب ها، شب های مهمی هستند، شب های میلاد شب های عزیز هستند، مثل شب غدیر.

-متاسفانه علی رغم این که، این تذکرات بارها از صدا و سیما هم پخش شده است، باز هم بسیار شاهد این هستیم که مجریان از این لفظ درمورد شب های عزا استفاده می کنند که به کار بردن این لفظ آن هم توسط شیعیان بسیار زشت است. لازم است برنامه سازان توجه بیشتری به این نکته داشته باشند و مجریان را در این زمینه توجیه کنند.

اصل، احیاء قلب است!

اصل احیاء قلب است!

استاد فاطمی نیا: احیاء شب قدر مستحب است،خب احیاء را به فارسی میگویند شب زنده داری، مرحوم ایت الله آقای بهاالدینی رضوان الله علیه میفرمودند که: اصل، احیاء قلب است نه احیاء اجزاء بدنیه. یعنی نه این است که ایشان میفرمودند شب زنده داری نکنیم، میخواستند بگویند که شب زنده داری هم که میکنیم توام با احیاء قلب باشد، یعنی حضور قلبی باشد، آدم دقتی بکند.

البته بنده در گذشته گفته ام، انتقاد کرده ام با این احیاهای مفصل بنده بسیار مخالف هستم که مردم خسته شوند، مثلا از اوائل مغرب حالا نگوییم، بالاخره کمی بعد از افطار ما مجامع زیادی داریم که مردم می آیند جمع میشوند، یک ساعات طولانی را اینها سپری میکنند وقتی که کاملا دیگه رمق ها تمام شد حال دعا از بین رفت تازه میگویند که قرآن ها را بیاورید، اون موقع قرآن سر میگیرند که اصلا مرکز مطلب شب قدر همان وقت است، آنوقت آدم بیاید آن را هم با بی حالی سپری کند،خب اینها را انسان باید بداند.

یعنی شب قدر این نیست که ما مردم را در جایی نگه داریم، البته اجتماعات خیلی خوب است، خیلی با برکت است، بله حتی داریم که میفرماید: "لو رحم واحد لرحمو جمیعا" در این اجتماعات اگر یک نفر مورد مرحمت بشود همه مورد مرحمت میشوند، بالاخره با برکت است هیچ شکی نیست، اجتماعات ما بسیار ارزنده است اما در حدی که از لحاظ ساعت و زمان و کمیت یک قدر معقول باشد، مطلب این است وگرنه کسی مخالف اجتماعات نیست. یعنی جوری باشد که انسان حال داشته باشد، اگر ما یک چیزی با حضور قلب از پروردگار بخواهیم خدا میداند خیلی مهم است تا اینکه با کسالت بخواهیم و حتی یکوقت آدم وسط کار خوابش ببرد و به زحمت از خودش دفع خواب کند.

آنهایی که میگویند معاویه رضی الله عنه! این را بخوانند

قطره ای از پلیدی های معاویه از زبان استاد فاطمی نیا
آنهایی که میگویند معاویه رضی الله عنه! این را بخوانند
 
-به مناسبت شهادت مظلومانه مولی الموحدین امیرالمومنین علیه السلام برای روشن تر شدن مظلومیت آن حضرت به برسی قطره ای از پلیدی های معاصر جائر و منافق آن حضرت یعنی معاویه از زبان استاد فاطمی نیا میپردازیم.



استاد فاطمی نیا: مظلومیت اهل بیت علیهم السلام برای این است که چه کسانی با این ها طرف حساب بوده اند، خدا شاهد است آدم خجالت می کشد بگوید، اصلا این ها این قدر عرشی، نوری و قدسی بودند که این ها از این که فقط روی زمین بودند ولو بدون دشمن، هیچ مزاحمی هم نمی داشتند باز هم زجر می کشیدند، این ها اصلا اهل اینجا نبودند، یکی از علمای صاحب دل حرف لطیفی دارد، می گوید: علماء زحمت می کشند که معراج پیامبر را ثابت کنند،یه این ها بگویید، شما اگر می خواهید دلیل بیاورید، دلیل بیاورید که چه طور پیغمبر روی زمین مانده بود. این را ثابت کنید معراج را نمی خواهد ثابت کنید خودش اهل آن بالا بوده است. 

یعنی این ها براشون زجر بود تو این لباس بشریت آمدند و با ماها سر و کله زدند،اگر همش روی زمین سیاحت می کردند و دشمنی هم نمی داشتند،. تا چه برسد یه اینکه دشمن هم داشته باشند ، آن هم چه دشمنی؟ معاویه! یک قطره از پلیدی های معاویه را برایتان می گویم، تا اینکه دستتان بیاد که چه خبر بوده است، آقا یک کتابی هست به نام «الاخبارالموفقیات» این کتاب یک از منابع ابن ابی الحدید بوده است، که بر شرح نهج البلاغه خود زیاد از این کتاب استفاده کرده است، بالاخره این کتاب، کتاب عظیم القدری است و ابن ابی الحدید از آن نقل می کند و در دست نبوده، تا اینکه خدا مرحمت کرده، تقریبا شاید حدوده هیجده سال نوزده سال پیش از این، نسخه کتاب درعراق پیدا شده است، این یک چاپ انتقادی و چاپ دانشگاهی شد نه چاپ بازاری، یک چاپ محقق توزیع شد که الحمدلله نسخه ای هم از این چاپ نزد بنده است، که این مطلب را مستقیما از آنجا نقل می کنم، اگر چه ابن ابی الحدید هم نقل کرده باشد.

آنجا می نویسد، چه کسی می نویسد؟ مولفش زبیربن بکار است، باور کنید اسمش که می آید دیگر علماء سنی می خواهند از جا بلند شوند، زبیربن بکار مرد بزرگی بوده، نسابه بوده، مجتهد بوده، فقیه بوده نسب قریشش را هم من دیده ام، تماشائی است نشان می دهد که ید طولائی داشته است. خلاصه زبیربن بکار در آن جا می نویسد که، پسر مغیرة بن شعبه می گوید: پدرم از رفقای معاویه بود، شب ها با هم شب نشینی داشتند، شما از همین جمله چقدر باید الهام بگیرید، این ها با هم شب نشینی داشتند مسئله خیلی مهم است، آخر می نشستند چی کار می کردند؟ فقط نقشه بود برای امیر المومنین علیه السلام، نقشه بود برای امام حسن و نقشه بود برای اصل اسلام.

می گوید یک شبی دیدم پدرم آمد یک قدری عبوس است، مثل هر شب نیست. یک مثلی هست میگوید «ویل لمن کفَّره نمرود» وای به حال کسی که نمرود بگوید او کافر شده. ببینید دیگر چی بوده که مغیره بن شعبه عبوس است. می گوید رفتم پیشش ایستادم که بگویم چه شده امشب این قدر ناراحت هستی، میگوید ایستادم تا اینکه پدرم سرش را بلند کرد و متوجه من شد، گفت: پسر جان حاجتی داری؟ نیازی داری به من؟ گفتم: بله، می خواهم بپرسم که چرا امشب شما عبوس هستین؟ گفت: پسر «جئت من عند اکفر الناس!» امشب از نزد کافرترین مردم دارم می آیم! پرسیدم کافرترین مردم دیگر کیست؟ گفت همین رفیقم معاویه!، گفتم: چه طور شد؟ مگر تو او را نمی شناختی؟ هرشب می رفتی پیشش، با هم رفیق بودید! گفت: بله بالاخره به این غلیظی که امشب فهمیدم نمیدانستم! گفتم چه شد؟ آدم از گفتنش حیا می کنه، گفت: ما هر شب صحبت می کردیم، از این طرف از آن طرف، مسائلی با هم داشتم، اما امشب نام مبارک رسول اکرم به میان آمد، معاویه این پلید به حضرت ناسزا گفت!

ناسزا! الله اکبر، این را حاشیه می زنم آقا ابن تیمیه به نظر بنده اعداء عدو شیعه است، اغراق نمی کنم، به لطف خدا می دانم، در این مطالعات ناقابلی که داشته ام به تندی ابن تیمیه ندیده ام، ابن تیمیه یک کتابی دارد، که ای کاش این کتاب را اهل تسنن، آن هایی که می گویند معاویه رضی الله عنه!بخوانند، الحمدلله رب العالمین که الان روشن شدن. من یک شاگرد ترکیه ای داشتم در دانشگاه، می گفت پدرم آخوند است، میگوید حضرت معاویه! میگوید گفتم: پدر، دیگر لااقل نگو حضرت، دودسته گی شده الحمدلله، یک عده شان شناختند. 

از وقتی که کتاب «النصایح الکافیه لمن یتولی معاویه» نوشته شد خیلی ها روشن شدند، علی کل حال، ابن تیمیه کتابی داره به نام «الصّارم المسلول علی شاتم الرسول» موضوع این کتاب این است که اگر کسی به پیامبر نستجیر بالله بد و بیراه بگوید کافر می شود. ما این را می دانیم، این کتاب نوشتن ندارد، می خواهم از دیدگاه همان ها بگویم، آن ها که ابن تیمیه را اینقدر بالا می دنند بیایند آن را بخوانند آن وقت نگویند معاویه رضی الله عنه! به نقل معتبر معاویه به پیغمبر بد و بیراه گفته است.

می گوید به پیغمبر ناسزا گفت، به او گفتم معاویه، چه طور پیامبر به آن عظمت، آنوقت تو اینطور درباره اش حرف می زنی؟! می گوید معاویه گفت: تو خیلی ساده ای! خیال کردی که من با حسن بن علی طرف هستم؟ یا با علی بن علی طالب طرف بوده ام؟ گفتم بله! من تا حالا این طور می دانستم که تو با این ها طرف حساب هستی، الان می بینم داری به پیامبر ناسرا می گویی نمی دانستم تو با خود پیغمبر هم خورده حساب داری، (مضمون حرف است) گفت:نه، والله دفنا دفنا! به خدا قسم می خواهم نام خود پیغمبر دفن بشود! هدفم این است، نگاه می کنم ببینم چه کسی بیشتر مروج این پیغمبر است او را از بین ببرم، اگر علی باشد او را از بین می برم، حسن بن علی باشد او را از بین می برم. برای من فرقی نمی کند!

حالا یک جمله را من نگفتم، یک جمله زشتی است ولی مجبورم بگویم ،میگوید بهش گفتم بیا دست از این حرفیات بردار، گفت: هیهات یا ام لک والله دفنا دفنا!، هیهات ای بی مادر که من بخواهم دست از این حرف ها بردارم، میخوام نام پیامبر دفن بشود. الله اکبر، ببینید آقا، حالا مروج دین علی باشد با او طرف حساب می شم، حسن بن علی باشد با او طرف حساب می شوم، یک قطره ای از دریا.

دعا در روز قدر مانند شب قدر است

دعا در روز قدر به حکم شب قدر است

استاد فاطمی نیا:
روایات نشان میدهد که روزهای قدر هم در فضیلت مانند شب های قدر هستند، ان شاء الله که در شب قدر در دعا موفق بودیم، اما اگر کسی احتمال میدهد که در شب قدر کم و کسری داشته، در روز هم هر چه دعا بکند به حکم شب است.

استاد فاطمی نیا:هیچ کس در شب قدر به این حدیث عمل نمیکند!

استاد فاطمی نیا: مردم را مینشانیم کاملا که رمقشان گرفته شد هیچ حالی که نماند تازه قرآن ها توزیع میشود!

-در آستانه شب های قدر مطلبی ارزنده از سخنان استاد فاطمی نیا درباره لزوم داشتن نشاط در عبادت و مراسم احیاء تقدیم کاربران میشود.


استاد فاطمی نیا:من قبلا در جاهای دیگر عرض کرده ام تاکید روایات بر این است که ما به نشاط نگاه کنیم، نشاط نشاط! فردا ان شاء الله شب های قدر می آید حالا این حدیث را هیچ کس عمل نمیکند، جلسه های احیاء خواهیم داشت پنج ساعت الی شش ساعت! مردم را مینشانیم کاملا که دیگر رمقشان گرفته شد هیچ حالی که دیگر نماند تازه قرآن ها توزیع میشود بگذارند روی سرشان بگویند بک یا الله! اصلا مرکز مطلب شب قدر همان وقت است، آنوقت آدم بیاید آن را هم با بی حالی سپری کند!

یعنی شب قدر این نیست که ما مردم را در جایی نگه داریم، البته اجتماعات خیلی خوب است، خیلی با برکت است، بله حتی داریم که میفرماید: "لو رحم واحد لرحمو جمیعا" در این اجتماعات اگر یک نفر مورد مرحمت بشود همه مورد مرحمت میشوند، بالاخره با برکت است هیچ شکی نیست، اجتماعات ما بسیار ارزنده است اما در حدی که از لحاظ ساعت و زمان و کمیت یک قدر معقول باشد، مطلب این است وگرنه کسی مخالف اجتماعات نیست.

دعای کمیلمان که باید بیست دقیقه طول بکشد معمولا دو ساعت و نیم، سه ساعت، ببینید اینها روز قیامت جواب دارد، اگر صاحب شریعت بگوید چرا لطائف و ظرائف شریعت ما را در ذهن مردم ثقیل جلوه دادید، چه جواب خواهیم داد؟! یک جوان میخواهد برود دعای کمیل میداند که رفتنش با خودش است برگشتنش با کرام الکاتبین است! میخواهد برود احیاء رفتنش با خودش است برگشتن با کرام الکاتبین، بابا شش ساعت هم آخر احیاء می شود؟! آخر چه کسی گفته است؟ اگه تو خودت حال داری خوب برو یک گوشه، برادر من عزیز من حالت را که نمیتوانی به کسی منتقل کنی.

خلاصه نشاط خیلی مهم است، روایت داریم که آقا خطرناک است، تو همین قم یک طلبه ای بعضی ریاضت ها را برخودش تحمیل کرده بود، حتما باید نماز شب بخواند، روزی سه جزء قرآن بخواند، چه بکند، چه بکند، چون پشتوانه علمی هم نداشت یکدفعه بریده بود، آمده بود میگفت بله ما یکوقت بیکار بودیم نماز شب میخواندیم!، چرا؟ برای اینکه پشتوانه علمی نداشت، نشاط هم نداشت، یک وقت حاج آقا حسین فاطمی است رضوان الله علیه قریب به یک قرن نماز شب خواند و سیر نشد، یک وقت مرحوم آیت الله العظمی اراکی بود قریب به یک قرن نماز شب خواند و سیر نشد، امام همینطور بزرگان همینطور، یک وقت هم یک آدمی که پشتوانه علمی ندارد روی احساس آمده، فقط احساس.

احساس یک اندازه ای دارد عزیز من، اگر کسی علوم اولین و آخرین را داشت باشد حال نداشته باشد یک عباسی نمی ارزد و اگر کسی حال داشته باشد پشوانه علمی نباشد، بالاخره نمیخواهم بگویم همه علامه بشوند ولی حال هم که پیدا میکنی باید یک پشتوانه ای داشته باشد، یک حدیثی، آیه ای، مبنایی، اما دیگر همه اش بشود احساس. خدا شاهد است الان در حتی تهران هم یک مجالسی روی احساس برگزار میشود، خیلی ببخشید نواری را آورده بودند یک جایی در آن نوار آن بنده خدایی که میخواند می گفت که بله امام حسین به قمر بنی هاشم گفت که شب عاشورا اگر تو هم میخواهی بروی، برو! خیلی ببخشید، اینها درد دل من است،اینها چیزهایی است که در پایتخت شیعه خوانده میشود، نوار میشود، پخش میشود،مشتری هم دارد.

بعد میگوید: عباس خوشگله! آمد زینب کبری را پیدا کرد گفت به داداش حسین یک چیزی بگو! مثل اینکه میدان مولوی بوده مثلا، دروازه غار بوده نعوذبالله، این شد حرف؟! همش احساس؟! آدم قمر بنی هاشم را اینطور یاد میکند؟! قمر بنی هاشمی که ائمه وقتی اسمش می آمد تعظیمش میکردند، میگفتند عموی ما نافذالبصیره بود عموی ما پرده ای برابر چشمش نبود، آنوقت اینطور میگویند؟! که دو نفر عوام میخواهند گریه کنند؟! میخواهم صد سال گریه نکنند، اگر میخواهیم به یک آدم عوامی هم حالی بدهیم به او بفهمانیم روی این روایت داریم این را به تو میگوییم، روی این مبنا داریم میگوییم، مبنایش این است.

تحمل قبر عیب هاست

الاحتمال قبر العیوب

استاد فاطمی نیا:این حدیث را من در تهران، در برنامه های رادیویی، این ور اون ور گفتم، بعضی خانواده ها کارشان با این حدیث درست شد، بنده مطلع شدم، گاهی تو ماشین میرفتم تو چراغ قرمزها ماشین می ایستاد میدیدم که یک عده میدوند با قلم و کاغذ که آقا آن حدیث چی بود، یک بار دیگر بگویید ما بنویسیم و این حدیث از امیرالمومنین علیه السلام است من یک وقت حساب کردم این حدیث را شرح بکنیم یک کتاب میشود، حضرت در یک جمله کوتاه میفرماید:"الاحتمال قبر العیوب" یعنی تحمل، بردباری قبر عیب هاست، چه طور جسد در قبر پنهان میشود، همه عیب ها با بردباری پنهان میشود.

دو نفریم نشستیم، آن آقا به من یک چیز بدی گفت، حالا بیایم بگویم خودتی، ها؟ عین چیزی که به من گفت برگردانم به خودش، این عیب است دیگر، میگویند فلان کس حرف زشت از دهانش بیرون آمد، این یک عیب، او برمیگردد یک چیز دیگر میگوید بعد دوباره به من توهین شد، این هم یک عیب، آقا یک وقت دیدی یک سِری از من پیش آن آدم است، یک سری هم از او پیش من است، گاهی در دعواها میگویند دهنم را باز نکن، بگم حالا! آن طرف هم میگوید ما هم اگر بخواهیم بگوییم، ما هم داریم! یک وقت دیدی سِری فاش شد، این هم یک عیب، خدا نکرده طلاقی واقع شد، عیب، بچه بی تربیت شد، عیب.. من حساب کردم در شرح این جمله یک رساله میشود نوشت."الاحتمال قبرالعیوب" یک تحمل بکنی همه دفن میشود.

یک مردی بود بنده خدا میگفت ما میرسیدیم منزل این زن ما سفره ناهار ما را که می آورد از همان آن شروع میکرد، می گفت تو گدائی، تو بیست سال است من را اسیر کردی تو چه شوهری هستی تو مرد چنین و چنانی.. میگفت آقا ما دعوا میکردیم تا غروب، بعد از غروب میگفت نمازی میخواندیم یک خسته گی میگرفتیم! دوباره دعوا میکردیم تا سه بعد از نصف شب، باور بفرمائید این حدیث را گفتم کارشان درست شد، مرد گفت که خانوم طبق معمول سفره را که آورد شروع کرد، میگوید یاد این افتادم که "الحتمال قبر العیوب" هیچی نگفتم، آقا میگوید تمام شد، ریشه کن شد،چرا آدم داد بزند، فریاد بزند، اوقاتش را تلخ بکند، زن و بچه را آزار بدهد، چرا؟ حیف نیست. "الاحتمال قبر العیوب"