تفاوت پرده برداری از چهره ائمه علیهم السلام

تفاوت پرده برداری از چهره ائمه علیهم السلام

پرده از چهره امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام کمتر برداشته شده است

استاد فاطمی نیا: بنده دیدم کسی را که واردات قلبیه داشت، الان یک مشتی در جامعه بلند شدند و این حرف ها را می کوبند، آقا این حرف ها چیه؟ مکاشفه یعنی چه؟ شهود یعنی چی؟ واردات قلبیه یعنی چی؟ آقا جان این چیزها شوخی نیست، اگر در مورد چیزی اطلاع ندارید، حرف نزنید.

درست است که همیشه دروغگو داشتیم؛ از اصل هر چیزی بدلش همیشه بوده، الان طلای بدلی هم  در بازار هست، اما طلای بدلی نباید شما را از اصل آن ناامید کند، همیشه اصل و بدل داشتیم، روحانی بدلی، پزشک بدلی، نویسنده بدلی و از این طرف اصلی هم داشتیم، حالا اگر کسی دکان باز کرده و به دروغ می گوید کشف و شهود، آن چیز دیگری است، اما این مسئله وجود دارد، اگر کسی سواد داشته باشد، نمی تواند اصلاً منکر کشف و شهود شود.

شخصی را زیارت کردم که سید بزرگواری بود که واردات قلبیه داشت ایشان می گفت، ائمه یکسان اند حالا امیرالمومنین پدر است و امام هادی فرزند، اما از نظر امامت یکی هستند، شاید در بین آنها یکی رتبه دیگری هم داشته باشد که عقل ما به آنجا راه نمی دهد، حضرت هادی عین امیرالمومنین است، حضرت مجتبی عین امیرالمومنین است اگر غیر از این را بگوییم شیعه نمی شویم.

اما آن بزرگوار که واردات قلبیه داشت، می گوید: به من القا شد که بنای خدا بر این بود که پرده از چهره اینها کاملاً برنگیرد، به اندازه ای برگیرد که مردم گمراه نشوند، اما اگر یک اندازه پرده بیشتر برداشته شود چشم آدم خیره می شود، می گوییم این استغفرالله خداست، امام علی امام اول بود، خدا مجبور بود پرده ها را بیشتر کنار بزند، دیدیم که غلو کرده و او را خدا دانستند.

در حضرت مجتبی که عین پدرشان بودند کمتر پرده برداری شد، در امام حسین بیشتر، آن ولی خدا می گفت که در هر امامی که کمتر بشه در ائمه بعدی جبران می شه، در حضرت سجاد کمتر شد در حضرت باقر و صادق بیشتر شد، در امام موسی بن جعفر کمتر شد در امام رضا تا حدی جبران شد.

در مورد حضرت جواد و امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام در هر سه امام پرده برداری بسیار کمتر شد و جبران آن ان شاء الله در مورد حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن حسن العسکری ارواحنا الفداه خواهد شد؛ که این از اسرار الهی است.

بخشی از سخنان استاد فاطمی نیا در اختتامیه جایزه ادب و هنر- منبع:خبرنامه دانشجویان ایران

هر کسی کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را نخواند خسارت کرده است

هر کسی کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را نخواند خسارت کرده است

پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا:

استاد فاطمی نیا:یکی از ابعاد شخصیت شهید مطهری این است که ایشون یک نویسنده قدیری بود، چه طور نویسنده ای؟ بعضی نویسنده هامکرر نویس اند، به قول یک نفر خطی را چاپی می کنند، چاپی را خطی. حالا چاپ شده ها ورمی داره می نویسه، خطی میشه دوباره همون را میده چاپی می کنن!

آقای مطهری هر کتابی که جاش خلی بود، می نوشت. خدایا تو شاهدی، من قابل نیستم، به عنوان یک کتاب شناس، یک طلبه گنه کار! این خدمات متقابل اسلام و ایران ایشون، جاش در کتابخانه ی عالم خالی بود. این کتاب عدل الهی ایشون یکی از مجتهیدین زمان سلمه الله که اسم نمی برم، فرمودند: عدل الهی مطهری، در مرز اعجاز یک کتابی است! هرکتابی که جاش خالی بوده می نوشته.

ایشون همه معلومات را به خدمت اسلام گرفت، شما تو رو خدا یک نگاه بکنین ببینین حق با کیه؟ اونهایی که در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران از ایشون انتقاد کردن، درست می گن یا مطهری؟ خیلی خواندنی است این کتاب، این کتاب را اگر کسی نخواند کلاه سرش میره! اگر این کتاب را نخواندید برین بخونین، یعنی اگه آدم این کتاب را نخواند خسارت می کند.

 بله اون کتاب سوزیه مصر و ایران هم بهش زمیمه شده، آقا من تعجب می کنم قبل از انقلاب استاد دانشگاه می رفت پشت میز، با کمال آرامش می گفت: بله در ایران کتاب بود، اومدن دوهفته باهاش حمام روشن کردن! آخه یک فرمانده ای به یک سربازی گفت: هزار تا سیلی به این سرباز بزن، گفت: قربان، یا سیلی نخوردی یا حساب بلد نیستی، اخه هزار تا خیلی میشه.

بابا چه قدر کتاب میخواد که آدم باهاش دوهفته حمام روشن کنه! قبل از اسلام در ایران کتاب کجا بود؟ بگو یک اوستا، بقیه انگشتات تا قیامت میمونه رو به بالا! حالا کلیله و دمنه، این هم یک انگشت، هشتا انگشتت میمونه رو به بالا. بابا هرچی هست از برکت اسلامه، هر کس هرچی نوشته از برکت، قرآن، اهل بیت، پیغمبر اکرمه، کتاب کجا بود؟ انقدر کتاب داشتیم که باهاش دو هفته حمام روشن کنیم! ایشون ثابت کرده که اینها افسانه است.

بخشی از سخنان استاد فاطمی نیا پیرامون ابعاد مختلف شخصیت شهید مطهری از همین وبلاگ

-----------------

دانلود کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران:

دانلود کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به صورت html

دانلود کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به صورت pdf

دانلود کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به صورت جاوا برای موبایل رمز فایل:www.mobp30.com

دانلود کتاب عدل الهی:

دانلود کتاب عدل الهی به صورت html

دانلود کتاب عدل الهی به صورت pdf

دانلود کتاب عدل الهی به صورت جاوا برای موبایل

دانلود کتاب صوتی عدل الهی/زمان کل: ۹ ساعت و ۴۵ دقیقه /تکثیر شده در سازمان رفاه ملی نابینایان

دانلود بخش اول (حجم: ۱۰٫۹MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۶٫۳MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۶٫۳MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۱۶٫۳MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: ۷٫۸MB)

صاحب هر علم و فنی افتخار می کند که خود را به امیرالمومنین علیه السلام برساند

صاحب هر علم و فنی افتخار می کند که خود را به امیرالمومنین علیه السلام برساند

پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا:

استاد فاطمی نیا: یک از فضائل مهم امیرالمومنین علیه السلام این است که صاحب هر علمی و هر فنی افتخار می کند که خود را به امیرالمومنین برساند و منصوب کند، و این در دنیا برای کسی اتفاق نیفتاده است، برای اینکه در دنیا صاحبان هر علمی هر فنی یک رئیسی دارند، یک مقتدی دارند که اصلا او را با کسی عوض نمی کنند، ریاضی دانان به یک نفر می رسند و به او افتخار می کنند، اطباء همین طور فقها همین طور اما این از ویژگی های امیرالمومنین علیه السلام است که صاحب هر فنی و هر علمی می خواهد خود را به او برساند و افتخار بکند، الان من این ها را به صورت فهرست وار عرض می کنم.

فقه

یک از علوم مهم اسلامی فقه است، شما ملاحظه می کنید که تمام فقها در تشیع و در تسنن اینها افتخار می کنند که فقه ما می رسد به امیرالمومنین علی علیه السلام. و این یک بحثی است که من فقط عناوین رو عرض می کنم وگرنه هر یک از این عنوان ها خودش یک دریایی است، این یک.

علم توحید و کلام

یکی از علوم مهم ما علم توحید است که شما می بینید تمام کلامیون و تمام اونها که در این رابطه حرف زدند قاطبةَ می گویند استاد و پناه ما امیرالمومنین علیه السلام است.

تفسیر

یکی از علوم مهم علم تفسیر است، تفسیر از چه کسی رسیده؟ سیوطی که یکی از علماء بزرگ تسنن است می نویسد هرچه تفسیر در دست داریم از علی علیه السلام است، می فرماید از خلفاء دیگر چیزی نرسیده مگر بسیار کم. این تعبیر سیوطیه میگه که جدا آنچه که از بقیه به ما رسیده کم است.

عرفان

سخنان استاد فاطمی نیا درباره وجود عرفان حقیقی در دین

خوب یکی از علوم مهم عرفان است که البته من اینجا مختصری توضیح رو بیشتر از عناوین دیگر ان شاء الله عرض می کنم، صحبت عرفان که می شه، مثل اینکه بعضب افراد اصلا  به خودشون زحمت ندادن، درمورد عرفان مطالعه نکردن، وقتی گفته می شه عرفان رمیده می شن، بابا در اینجا یک تحلیل لازمه، اولا شما به چی می گین عرفان؟ چون صحبت الان در این است که یکی از رشته هایی که صاحبان آن افتخار می کنند که بگن ما می رسیم به علی علیه السلام رشته عرفان است.

این مسئله چه طور شده؟ خوب یک وقت به یک مشت بافته ها و ساخته و پرداخته های یک عده بخوایم بگیم عرفان، بله اون یک بحثیه، ما اصلا روی سخنمون با اونجا نیست، یکی نشسته برای خودش یک چیزی ساخته، یک چیزی پرداخته اصتلاحاتی درست کرده حالا دست و پایی زده،  ای بسا از قرآن و حدیث هم به نظر خودش دلیل آورده خوب اینو ما کار نداریم، اما من اینطور می خوام عرض کنم این عرفان صحیح که در اسلام وجود دارد، اون ساخته پرداخته ها رو نمی گم، عرفان صحیح رو که هممون قبول داریم، یعنی بگیم در دین ما عرفان نیست؟! دین رو بیچاره کردن، دین رو منزوی ساختن، خشک به نظرها دادن ظلمه، عرفان بافتگی و ساخته و پرداخته رو عرض نمی کنیم. اون عرفان حقیقی، آیا این عرفان در اسلام نیست؟! 

این دین خیلی عظمت دارد، قرآن می فرماید:

«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»

همه تفسیر کردند که الا لیعرفون. عرفان یعنی چی؟ یعنی شناخت، ما برای شناخت خدا آمده ایم، آیا عرفان به این معنا وجود ندارد؟ خوب صحیفه سجادیه رو نگاه بکنیم قرآن رو نگاه بکنیم نهج البلاغه رو نگاه بکنیم. پر از عرفان است، منتها خواهید فرمود که پس اون عرفان که شما می گید در اسلام هست با این عرفانی که ساخته و پرداخته است و بعضی ها ازش رمیده می شوند فرقشون چیه؟ 

ان شاء الله عرض می کنم. این مثال رو که براتون عرض می کنم مخصوصا این برای جوون ها مهم است ان شاء الله اینو به خاطر بسپارند این مسال بسیار ارزنده است، اون این است که فرض بفرمائید که الان مثلا در منطقه خراسان یک چشمه ای در بیاد، یک چشمه ی عزب و زلال و این راه بیفته بیاد همین طور برسه به تهران خوب در این راه که داره میاد از بعضی از مزارع عبور بکنه، بعضی جاها مردم از اون وضو بگیرن در بعضی جاها بچه ها در اون آب تنی بکنن، در بعضی جاها از روی معدن آهک رد بشه در بعضی جاها از روی نمک رد بشه خوب این دیگه تا تنهران برسه چندین چیز به خودش می گیره، اینو ببرن آزمایشگاه می بینن که چه قدر چیز بهش اضافه شده، آی جوون ها، طلبه های جوان این مثال رو که عرض کردم منت بر سرتون نمیذارم نقد جوانی رو باختم این مثال رو بدست آوردم اینو عنایت بفرمائید.

چشمه زلال عرفانی که در صدر اسلام راه افتاده، این بلا به سرش آمده این طور شده وگرنه چشمه زلاله، خوب آقا وقتی چشمه داره میاد از روی چندین معدن رد شده چند نفر بهش دست زدند تقصیر چشمه چیه؟ اینجا متخصص میخواد، که اینو بدونه و این چشمه رو یک جوری تسفیه کنه و اسفاده بکنه.

بله این چشمه زلال عرفان حقیقی از امیرالمومنین علیه اسلام است، حالا یک کسی آمده یک چیزی اضافه کرده یک چیزی کم کرده اون خودش می دونه و خدا، این نباید دلیل باشه برای اینکه تا ما بگیم که عرفان از امیرالمومنین گرفته شده ما نارحت بشیم رمیده بشیم و بگیم که آقا این حرف ها چیه، نه این حرف ها درسته عرفان صحیح و زلال از امیرالمومنین علیه السلام گرفته شده.

یک نمونه کوتاه می خوام به شما بگم، شما این سخن رو نگاه کنین، حضرت تمام مراحل ابتدائی و سیر نهایی یک سالک را در چهار سطر جمع کرده:

«قد احیا عقله و امات نفسه حتی دق جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع کثیر البرق فأبان له الطریق و سلک به السبیل و تدافعته الابواب الی باب السلامة و دارالاقامة و ثتبت رجلاه بطمأنینة بدنه فی قرار الامن و الراحة بما استعمل قلبه و ارضی ربّه»

که ابن ابی الحدید می گوید: هذا اجل کلامٍ فی السلوک. می فرماید این بالاترین کلام است در سلوک از این بالاتر دیگه گفته نشده. بعد ابن ابی الحدید می گوید شیخ ابو علی سینا و بُشِیری در عرفان هرچه گرفتند از این چهار سطر گرفتند. چشمه زلاله اگر کسی این چشمه رو آلوده کرده خوب تقصیر خودشه.

 ما باید دقت بکنیم این بی مطالعه گی خیلی وقت ها کار دست آدم می ده، همین طور راحت بشینیم بگیم نه آقا عرفان نبوده، آقا! کدوم عرفانو شما می خواین رد کنین؟ امام یک جمله خیلی زیبایی فرمود فرمود: من نمی گم همه شون رو قبول کنید می گم همه شون رو رد نکنید، این خیلی جمله پخته ای بود.

 عرفان صحیح، زلال و روشن از امیر المومنین است اون هایی که می گن عرفان به حضرت می رسه راست می گن. اما حالا تو این مسیری که از امیر المومنین آمده تا به به اینجا رسیده آقا هزاران هزار بهش چیزی اضافه کردن ما منکر نیستیم، یعنی این که الان فعلا موجوده در دست بگیم همه این ها رو امیر المومنین گفته اینطور که نیست منتها آقا به ما گفتن برید درس بخونین، رجال گذاشتن درایه گذاشتن استاد گذاشتن خوب راه بسته نیست، می تونیم بریم به فضل الهی اینها رو از هم جدا کنیم راه بسته نیست می تونیم جدا کنیم که عرفانی که امیرالمومنین گفته کدام است و عرفانی که بعدا اضافه شده کدام است. بنا براین این قسمت رو توضیح دادم که ابهامی نباشد.

فلسفه

پس گفتیم فقها به امیرالمومنین می رسن، عرفا به امیرالمومنین می رسن، کلامیون به امیرالمومنین می رسن، آقا فلاسفه افتخار می کنن که به امیر المومنین می رسند، کدوم فیلسوف می تونه یک ناخن امیرالمومنین بشه این خطبه های توحیدی نهج البلاغه رو وقتی فلاسفه می خوان شرحش کنن دستشون می لرزه، با انشاء الله، ما شاء الله شرحش می کنن می گن ما نمی تونیم همه رو بفهمیم، 

علم نحو

حالا این ها که علم های مهمی است، می دونین که علم کلامه، فلسفه است، فقه، عرفانه این ها علوم مهمی است که به حضرت می رسه، می خوام بگم تازه از این پایین تر مثلا علم نحو که به پای این ها نمی رسه ولی علم بزرگی است، حتی علم نحو هم از امیرالمومنین علیه السلام است.

خب این یک فضیلت که فضلیت ها در بر دارد و
این از عجایب امر امیرالمومنین است که در جهان سابقه نداشته که صاحبان علوم و فنون خود را به حضرت برسانند.

سر تراشیدن برای جوان مثله است/چرا چیزی رو که خدا نگفته باید تحمیل کنیم؟

سر تراشیدن برای جوان مثله است/چرا چیزی رو که خدا نگفته باید تحمیل کنیم؟

پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا:

استاد فاطمی نیا:جوان تا دیر وقت تلوزیون نگاه کرده، روزنامه ها رو تا ته خونده  شب دیر خوابیده صبح اومده سراغش میگه پاشو پاشو بریم هیئت، میگه حال ندارم، میگه حال نداری؟ ها؟ امام حسین تو رو از در خونه اش رونده! بیا ببین نمی دونم پسر حاجی چی چی نصف توء میاد سماورم روشن می کنه!

خوب شاید پسر حاجی چی چی زود خوابیده باشه، چرا جوونو زده می کنیم؟ چرا بین جوان و امام حسین جدائی می اندازیم؟ امام حسین تورو رونده که تربیت بلد نیستی! حال نداره، بگو آقا جون نمازتو بخون بخواب، تموم شد دیگه، نه خیر باید بریم هیئت!

خدا شاهده والله یک پدر مقدسی جلومو گرفت گفت: بدست خودم بچه هامو کافر کردم! کافر ها! یعنی استکاناشونو جدا می ذاشتن، ظرف و ظروفشونو جدا می ذاشتن! گفتم: چه طور؟ گفت که: گفتم سرتو حتما باید با دو بزنی، رفته بود با چهار زده بود، درو باز نمی کردم مونده بود بیرون زیر برف! 

خوب چرا می گین آخه؟ چرا؟ آخه چیزی که خدا نگفته رو چرا باید تحمیل بکنیم؟ در حدیث داریم که سر تراشیدن برای جوان مثله است! برای پیرمرد زینته. چرا این حدیثو نمیایم بگیم؟! 

ازاون قدیم ندیم برو برو سرتو بزن باز شیطون بهت مسلط شده؟! اون موی سرو خدا داده به شیطون چه ربطی داره؟ بعد خلاصه بچه از ترسش می رفت سرشو می تراشید  می گفت: حالا برو جلوی آینه، جون بابا بهتر نشدی؟! بچه می رفت می دید نه بهتر نشده، و این دروغ بهش تحمیل می شد، به نام دین! که دین گفته سرتو بتراش خوشگل تر هم می شی! بعد می دید این طور نیست، خوب شما به این چی می گین؟ این ها روز قیامت جواب نداره؟!

وقتی حدیث می فرماید که سر تراشیدن برای جوان مثله است، آدم یک جوانی رو مجبور کنه بره سرشو از ته بزنه، مثل اینکه دماغشو بریده، گوششو بریده! 

البته نمی گیم گیس بذاره ها! بیاد تا اون پایین، تا جای شونه هاش ببافه ها و اینها، در حد متعارف، بالاخره اینو خدا داده، وقتی امام حسین علیه سلام  امام حسن متجی رو دفن می کرد، حضرت ندبه می کرد می فرمود: بعد از این عطر نمی زنم، به سرم روغن نمی مالم! این سر مو داشته که می گفت روغن نمی مالم وگرنه سر بی مو رو کی روغن می ماله؟ اگه سرش مثل سر بنده باشه که دیگه روغن لازم نداره.

علی کل حال حقایق رو بگیم، از خدا پیغمبر جلو تر نیفتیم، هرجا خدا گفته حلاله بگیم حلاله، هر چی گفته حرامه، حرامه.

سخنان استاد فاطمی نیا درباره ذبح حیوانات و نهی از ذبح در ملأ عام

سخنان استاد فاطمی نیا درباره ذبح حیوانات و نهی از ذبح در ملأ عام


پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا:

چرا خدا با ارحم الراحمین بودنش اجازه ذبح حیوانات را داده است؟

استاد فاطمی نیا: ما یک وقتی فکر می کنیم که خدا با این محبتش و با این ارحم الرحمین بودنش ذبح حیوانات رو برما مجاز و حلال کرده، چرا خدا این اجازه رو داده، به خاطر این که هدف بسیار یزرگ است، چون اشرف مخلوقات می خواهد این گوشت را بخورد نیرو بگیرد برود دنبال انبیاء و ائمه، حالا من نمی خوام بعضی موضوعات رو باز کنم.

بعضی ها هیچ وقت به گوارایی گوشت نخوردند

بعضی ها رو می شناسم و می دونم که هیچ وقت به گوارایی گوشت نخوردند مگر یه ذره! چرا؟ نه اینکه یک مسلکی خواستن به وجود بیارن، نه، اصلا ترک گوشت می دونین که مکروه است اگر کسی مدت مدید گوشت نخوره حالاتش جور دیگه می شه که وارد این بحث ها نمی شویم. بالاخره ما باید پایبند شرعیاتمون باشیم، در شرعیات ما این چیزها نیست. اما اونهایی که من می شناسم گوشت نمی خورند مگر کم و با ناگواری می خورن، متوجه این مسئله هستند، می گن من می بینم این حیوون رو خدا اجازه داده به خاطره من  کشته بشه که بخورم راه انبیاء رو برم، وقتی می بینم نمی رم اونوقت این گوشت برای من ناگوار می شه، سربسته می گم بیشتر باز نمی کنم.

نهی از ذبح حیوانات در ملأ عام

حاشیه ای که اینجا میارم، اینم به عنوان یک طلبه روسیاه! به عوان یک خادم همه شما شیعیان، اینو اگه صلاح دونستین مطرح کنین، یکی از چیزهای بسیار زشت در جامعه ما این است که ما از این حلال بودن ذبح سوء استفاده می کنیم! چی کار می کنیم؟ آخه آقا عدم التفات، عدم توجه در بعضی ها خیلی بالاست! یعنی به حدی که آدم از بعضی ها مأیوس میشه اصلا!

یکی از اون سواستفاده ها این است که ما مثلا عروس می آریم جلوش گوسفند می کشیم، صحبت حلیت و حرمتا نمی خوام بکنم ها، نه، الاعمال به نیات، ما وهابی نستیم که هر چیزی رو بگیم این حرام شد اون حرام شد، انما الاعمال به نیات. کسی گوسفند می کشه، برای خدا می کشه که بعد گوشتشو بده به فقراء، حالا اونو اینجا می کشه، فقط ما در مکان یک اشکالی داریم، حالا ما نمی خوایم هو کنیم بگیم آی این حرام شد، نه اینو به خاطره اون عروس که نمی کشن، که بگن اینو برای اون قربانی می کنیم، این نیت ها نیست، نیت کرده که اگه عروس بیاره گوسفندو بکشه گوشتش هم برای رضای خدا به فقرا بده. ما که از دل اون خبر نداریم که بگیم حرامه، نه صحبت حرمت و حلیت نمی خوام بکنم.

صحبت بنده اخلاقیه، می گم شما این گوسفندو جلوی پای عروس می کشین هیچ فکر نکردین دیگه بچه های نابالغ دارن اونو می بینن؟! آخه اینو تو جامعه نمی گن، خدایا تو شاهد باش یک رذیلت هایی تو جامعه ی ما هست هیچ کس نمی گه، می مونه جا می افته می شه فضیلت.

آقا این رذیلته، این زشته، شما می دونین اون بچه نا بالغ اون ذبحو می بینه چی می شه؟! آخه عزیز من، تو رو خدا دیگه نکنید، دیگه بسه، این بچه یک عوارضی از روئیت این ذبح پیدا می کنه، منِ پدر و مادر الان نمی تونیم بفهمیم، بعد ها از جای دیگه سر در میاره، بعضی از بچه ها بزرگ می شن، جوان می شن، یک حالات زننده، چندش آور و ناگفتنی از اینها سر می زند چه می دونی، شاید بعضی هاش مربوط است به همون صحنه ذبحی که اینها دیدن! اصلا درسته بچه چهار ساله ذبح ببینه؟! این چه عروسییه، چی شد مثلا!

راهکار

دوستانی که در تهران هستند به من اعتماد دارن حسن ظن دارن، می دونن من یک طلبه روسیاهی هستم! اون ها الان از من پذیرفتن، می گم این گوسفندو ببرین جای دیگه بدین بکشن بعد گوشتشو بیارین بدیم در راه خدا، چه اشکالی داره؟ و همین کار رو هم بعضی ها می کنن.

اونوقت حالا یا یک مدرسه افتتاح می شه، حاجی داره میاد، آقا کوچه خون خالیه، چون حاجی اومده! مگه اونجا باید بکشن عزیز من! خوب ببرین جای دیگه.

تایید حقانیت جمال السالکین حضرت آیت الله قاضی توسط امام زمان علیه السلام

تایید حقانیت جمال السالکین حضرت آیت الله قاضی توسط امام زمان علیه السلام 


پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا:

استاد فاطمی نیا: جوون ها مرحوم قاضی خیلی بلند بالا بوده! یک چیزی می گم می دونم نشنیده اید، انقدر بدونید یقین نداشته باشم نمی گم ها! ان شاء الله معتقد به قبر و قیامتم، در عظمت مرحوم قاضی همین بس که یکی از صلحا رفته بود مسجد کوفه یا مسجد سهله از امام زمان علیه السلام خواسته بود که آقا به من یک استادی معرفی کن که حتی غیر از مسائل اخلاقی در مسائل شرعیه هم بهش مراجعه کنم، یعنی حتی ازش تقلید هم بکنم. صدایی شنیده بود که مراجعه کن به قاضی. بعد گفته بود که آقا من نفهمیدم، منو بیشتر روشن کنین، این صدا منو درست روشن نکرد، یک وقت دیده بود که قاضی عصا زنان رسید، فرمود: به من مراجعه کن! اینو تا حالا به کسی نگفته بودم. بابا کسی که امام زمان بگه برو دنبالش بسه دیگه.

فخر رازی:هر کس در دینش به علی علیه السلام اقتدا کند او به عروه الوثقی چند زده است!

فخر رازی:هر کس در دینش به علی علیه السلام اقتدا کند او به عروه الوثقی چند زده است!

پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا:

استاد فاطمی نیا: یکی ار علائم ایمان الجهر به بسم الله الرحمن الرحیم است، در نماز بسم الله رو بلند گفتن، بلند گفتن نه این که داد بزند ها، جهر ضد اخفات است، یعنی با اخفات گفته نشود.[صدا جوهر داشته باشد.]

بنده در بلاد عربی زیاد دیدم شاید شما هم دیده باشید، علما اهل سنت بسم الله رو در نماز آهسته می گن بعضی هاشون هم شاید نگن. حالا این یک بحث فقهی است که ما واردش نمی شیم.

فخر رازی از علماء بزرگ سنی است، ایشون آدمی مشکک و معرکه گیر است، که هی حرف بزنه شک به وجود بیاره و جواب بده اینطور بوده است. اما با همه این مشکک بودن و معرکه گیر بودنش درمورد این بسم الله حرف خیلی خلاصه و زیبایی دارد.

این تفسیر فخر رازی که البته یک از مواردی که محققین اصلا متعرض نشدن و راه تحقیق هم بسته شده است، این است که مثل اینکه فخر رازی در وسط تفسیرش از دنیا رفته کسی نمی دونه تا کجای تفسیر مال خودشه، تحقیق هم نمی شه کرد، مگر اینکه بعد از این خدا دری باز کنه من تا حالا چیزی نفهمیدم. قدر مسلم میشود گفت لااقل دیگه ده جلد اول مال خودش باشد، احیانا در نیمه یا در ثلث آخر از دنیا رفته باشد، اما قطعا این مجلدات اول مال خودش است. که مخصوصا در جلد اول مطالبی دارد که اصلا نمیاد که این مطالب مال یک عالم سنی اون هم مثل فخر رازی باشد.

راجع به بسم الله در اونجا چند تا روایت نقل می کند که فلانی گفت ما پشت سر فلان کس نماز خوندیم، از مشاهیر اصحاب رو ایشون اسم برده که من اون ها رو اسم نمی برم، پشت فلانی نمار خوندیم بسم الله رو آهسته گفت، پشت سر فلانی .. تا می رسد به امام امیرالمومنین علیه السلام می گوید که گروهی گفتن ما پشت سر علی علیه السلام نماز خوندیم و ایشون بسم الله ها را بلند می گفت، به اینجا که می رسد می گوید:

من به این رای عمل می کنم، زیرا از رسول خدا رسیده است که حضرت فرمود: اللهم ادر الحق معه حیث ما دار. یعنی خدایا حق را با علی بگردان، علی هر کجا باشد حق هم همان جا باشد. پس من فهمیدم بسم الله را بلند گفتن حق است. و بعد می گوید: و من اقتدا بعلی فی دینه فقد استمسك بالعروة الوثقي.


اصلا شما تعجب کنید، آدم این کتاب را ببیند و نفهمد که مال فخر رازی است، فکر می کند که یک شیعه اثنی عشری این کتاب را نوشته است. که می گوید:
هر کس در دینش اقتدا کند به علی علیه السلام او به عروه الوثقی (یعنی به جایگاه محکمی) چند زده است.

اما حالا یک نکته عرفانی بگویم ، ما یک وقتی خدمت آیت الله آقای بهاالدینی رضوان الله علیه بودیم سفره شام آورده بودند، هنوز همه جمع نشده بودند، یک دو سه کلمه ای ما از خدمت آقا استفاده کردیم، آقای بهاالدینی رسمش بر این بود در قالب جمله های کوتاه حرف زیادی می زد، سر سفره صحبت از بسم الله شد که علماء تسنن بعضی هاشون بسم الله نمی گن اصلا، حالا آهسته می گن یک بحثیه بعضی هاشون اصلا نمی گن، حتی من دیدم خطیب در خطبه می ره رو منبر می شینه می گه الحمد لله رب العالمین حالا بسم الله دیگه چه گناهی کرده خدا می دونه! 

ایشون یک نکته عرفانی فرمودن که حالا من جنبه فقهیش را نمی خواهم بگویم، خب ایشون یک مجتهد بود، ایشون می فرمود:

من تعجبم از این است که همان آدمی که بسم الله نمی گوید، اگر بخواهد آب بخورد بسم الله می گوید، صبح بخواهد در مغازه اش را باز کند بسم الله می گوید، اما چرا معراج خود را با بسم الله شروع نمی کند! 


انصافا حرف بزرگی است، بابا تو می گی الصلاة معراج المومن، حالا این بسم الله شو می خوری که چی بشه؟! 

سخنان استاد فاطمی نیا در چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله العظمی بهجت

سخنان استاد فاطمی نیا در چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله العظمی بهجت


به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، چهارمین مراسم سالروز ارتحال آیت‌الله العظمی بهجت پنج‌شنبه شب (26 اردیبهشت 1392) در مسجد اعظم قم برگزار شد.

در این مراسم آیات عظام جوادی آملی، سبحانی، نوری همدانی و علوی گرگانی و نیز آیت‌الله امینی امام جمعه قم، آیت‌الله کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جمعی از علما و فضلای حوزه علمیه و اقشار مختلف مردم حضور داشتند.

حجت الاسلام والمسلمین عبدالله فاطمی نیا سخنران این مراسم با اشاره به پرورش علما و دانشمندان شیعه در حوزه‌های علمیه اظهار کرد: در این میان صحبت در خصوص شخصیت آیت‌الله بهجت دشوار است.
فاطمی نیا با بیان اینکه علمیت آیت‌الله بهجت در میان مردم آن طور که باید و شاید تبیین نشده است گفت: او در علوم رسمی جزو کبار علما محسوب می‌شود؛ کسی بدون داشتن علم به مراتب بالای عرفان نمی‌رسد و طلاب جوان باید این الگوی بزرگ را بشناسند و او را به درستی به مردم هم بشناسانند.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در روایات آمده است که نسیم‌ها و فرصت‌هایی در عمر انسان به وجود می آید که آدمی نباید از آنها غافل باشد؛ چنانچه بندگان خود را در معرض این نسیم‌های الهی قرار دهند مقامات بالای عرفانی را در می‌یابند.

او ادامه داد: مردم عام ممکن است یک بار این نسیم‌های الهی را درک کنند اما خواص به دلیل عمل و صفای روحانی که دارند بارها این نسیم‌ها را احساس خواهند کرد.

فاطمی نیا ریاضت شرعی توسط همت‌های بلند با رعایت همه شرایطش موجب عروج آنها می شود و نسیم‌های الهی را بر انفاسشان می‌وزد و در این میان علما و دانشمندان میان علم و معرفت جمع می‌کنند در حالیکه برخی دیگر تنها یک صفای گذران را احساس می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه افزود: همت عالی نفحات را برای فرد عالم میسر می‌کند و پس از آن فرد می‌تواند میان علم و معرفت جمع کند که یکی از برجسته‌ترین این افراد آیت‌الله بهجت بود.

او آیت‌الله بهجت را از جمله کسانی دانست که به معرفت‌الله رسیده بودند و خاطرنشان کرد: ایشان می‌فرمود هرآنچه هست در عبودیت و بندگی است و خود به دنیا هیچ اعتنایی نداشت و در نظرش این دنیای مادی بسیار کوچک بود.

فاطمی نیا درباره سیر و سلوک عرفانی گفت: هر کس به فکر سلوک عرفانی است ابتدا باید از خانه‌اش شروع کرده و اخلاق خود را در زندگی اصلاح کند.

استاد حوزه علمیه قم با تاکید بر فاصله نگرفتن از علمای ربانی و عمل بر اساس آنچه صحیح است ابراز کرد: این مسیر سعادت است و تنها در این صورت می‌توان به نسیم‌های الهی دل بست.

او با بیان اینکه آیت‌الله بهجت از فاش شدن کراماتش ناراحت می‌شد گفت: خداوند پرده برخی اسرار را از مقابل چشمان این عالم وارسته برداشته بود و خود شاهد بعضی کراماتش بودم.

فاطمی نیا در پایان لیلة‌الرغائب را مورد توجه قرار داد و افزود: رغائب جمع رغیبه است و بدان معناست که هر آنچه انسان در این شب رغبت کند معنا می‌شود و خداوند نعمت‌های پسندیده‌اش را به بندگانش اعطا می‌کند.

منبع:www.shafaqna.com/persian

مکاشفه مجلسی اول در حال خواندن زیارت جامعه کبیره

ملاقات علامه مجلسی اول با امام زمان در حال خواندن زیارت جامعه کبیره


استاد فاطمی‌نیا: بهترین زیارت از دور و نزدیک زیارت «جامعه کبیره» است. البته این را هم بگویم که به شرط نشاط بخوانید. اگر خواندی خسته شد، همانجا باید کنار بگذاری؛ و الّا تا اندازه‌ای بکشی که حتماً به صفحه آخر برسد، فایده ندارد. ورق بزنی ببینی هنوز سه صفحه مانده و ... فایده ندارد. هیچ به درد نمی خورد.

پس بدانید که داخل حرم‌ها ـ ان شاء الله ـ خدا قسمت کند مشهد، کربلا، نجف، سامرّا، بهترین زیارت «زیارت جامعه کبیره» است. نظیر ندارد. بروید و آنجا بخوانید.

مجلسی اول می فرماید: من زیارت جامعه کبیره را برداشتم و بردم حرم امیرالمؤمنین علیه السلام که آنجا بخوانم. شروع کردم. می گوید: یک مرتبه دیدم بدن در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام ولی من در سامرا هستم. 

در سامرا ـ ان شاء الله خدا قسمت کند ـ قبر دو امام بزرگوار آنجاست؛ حضرت هادی و حضرت عسکری علیهما السلام در سامرا هستند و زیارت «جامعه کبیره» ـ بالقطع و بالیقین ـ تماماً از میانِ دو لب گوهربار حضرت هادی علیه السلام بیرون آمده است؛ به فضل الهی یقین حاصل است. این زیارت سرمایه شیعه است. یک زیارت‌نامه به این مفصلی که تماماً معصوم بیان کرده باشد، سرمایه بزرگی است. چرا قدر نمی دانیم؟!

می‌گوید یک وقت دیدم مولایم امام زمان سلام الله علیه کنار ضریح حضرت هادی علیه السلام نشسته است. حالا من دارم زیارت می خوانم. یک مرتبه، حضرت تبسمی کردند و فرمودند: «نِعمَتِ الزیارَة؛ چه زیارت خوبی است!» می‌گوید: به ضریح حضرت هادی علیه السلام اشاره کردم و عرض کردم: «آقا! کلام این آقاست. باید هم خوب باشد.» بعد فرمودند: «تَقَدَّم؛ بیا جلو». می‌گوید: هیبت حضرت، من را گرفت. گفتم: «مولایم! می ترسم کافر بشوم، ترک ادب بشود، بگذارید دور بمانم.» فرمودند: «وقتی ما بگوییم عیب ندارد. من گفتم بیا جلو». می گوید: رفتم. ایستاده بودم. فرمودند: «استراحت کن! بنشین». گفتم: «آقا! اجازه بدهید بایستم، می ترسم ترک ادب بشود» فرمودند: «وقتی ما می گوییم، عیب ندارد» این نکته‌ها را خودتان بگیرید. وقتی ما می گوییم، عیب ندارد. می‌گوید: نشستم. تا این قسمت با ترس و لرز. مجلسی اول بقیه [مطلب] را با خودش برده، هیچ کسی بقیه ماجرا را نمی داند. بعد می فرماید: «ثم رأیتُ؛ سپس دیدم.» چه دیدم؟ «التی لا تَحتَمِلُها العُقولُ الضَّعیفَة؛ چیزهایی دیدم که عقول ضعیفه آنها را نمی تواند حمل بکند»

اگر این بزرگان بعضی چیزها را بیایند و بگویند برایشان درد سر می شود. خدا «حافظ» را رحمت کند. زبان حال اینها را گفته است:

به یکی جرعه که آزار کَسَش در پی نیست/ زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس

به نقل از کتاب «نغمه عاشقی»

گفتگوی استاد فاطمی نیا با روزنامه قدس درباره حيات علمي امام محمد باقر(ع)

گفتگوی استاد فاطمی نیا با روزنامه قدس درباره
حيات علمي امام محمد باقر(ع)
(در سال هشتاد و نه)



*مليحه پژمان

ابوجعفر، امام محمدباقر(ع) پنجمين آفتابي است که بر افق امامت، جاودانه درخشيد. زندگيش سراسر دانش و ارزش بود، از اين رو باقرالعلوم ناميده شد، يعني شکافنده دشواريهاي دانش و گشاينده پيچيدگي هاي معرفت. خصلت آفتاب است که هماره گام بر فرق ظلمت مي نهد و در لحظه هاي تاريک، بر افق زمان مي رويد تا ارزشهاي مهجور و نهان شده در سياهي جهل و جور را، دوباره جان بخشيده و آشکار سازد. اين پيشواي آسماني نيز در عصر حاکميت جور و تشتت انديشه هاي ديني امت اسلام، تولد يافت تا پيام آور معرفت و احياگر اسلام ناب محمدي(ص) باشد.

بر اساس نظريه بيشتر مورخان و کتابهاي روايي، تولد آن امام گرامي در سال 57 هجري بوده است. اين نقل، نشان مي دهد که امام باقر(ع) به هنگام شهادت جد خويش حسين بن علي(ع) در سرزمين طف حضور داشته و سه سال از عمرش مي گذشته است. از آنجايي که جايگاه علمي و سياسي ايشان بسيار ويژه است، بر آن شديم تا از دريچه ذهن و نگاه خطيب توانمند و پژوهشگر برجسته علوم ديني حجةالاسلام والمسلمين فاطمي نيا اين مهم را مورد واکاوي قرار دهيم که در پي مي آيد.

* جناب استاد فاطمي نيا علت رويکرد علمي امام محمد باقر(ع) در هدايت جامعه چه بود؟

دوران حضرت امام باقر(ع)، دوران رونق و گسترش علوم اسلامي بود و دانشمندان و فقهاي بزرگي در عرصه حديث و فقه به منصه ظهور رسيده بودند. امام باقر(ع) در ميان ايشان از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. شيخ مفيد يکي از بزرگترين دانشمندان شيعي در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري، درباره موقعيت علمي امام و جلسات درس ايشان مي نويسد: بازماندگان صحابه و بزرگان تابعين و رؤساي فقهاي مسلمان از آن حضرت در مسايل ديني روايت کرده اند. 

امام، اخبار پيشينيان و پيامبران را روايت مي کرد و مردم از او سيره و سنت رسول اکرم(ص) را مي گرفتند و در مناسک حج بر او اعتماد داشتند و تفسير و قرآنش را مي نوشتند و عامه و خاصه، روايات او را حديث مي کردند و دانش کلام او را پاس مي داشتند. همه نويسندگان شيعه و سني، علت ملقب شدن آن حضرت را به «باقر» و «باقرالعلوم»، دانش فراوان ايشان دانسته اند.

البته اين نامگذاري از طرف پيامبر اکرم(ص) به روايت جابربن عبدا... انصاري صورت گرفته است که ايشان در مورد امام باقر(ع) فرمود: «يَبًقَرُ العلمَ بقراً» يعني علم را به تمام و کمال مي شکافد.

شيخ طوسي بزرگترين عالم شيعي در قرن پنجم، تعداد شاگردان برجسته آن حضرت را 466 تن برشمرده است. ايشان در زمينه مسايل فقهي، مرجع عام علماي حجاز بود. بسياري از فقهاي بزرگ اهل سنت نزد ايشان کسب علم مي کردند.شهرت ايشان در حجاز آن گونه پيچيده بود که ايشان را سيد فقهاي حجاز(بزرگ فقيهان منطقه حجاز) مي خواندند. يکي از علماي بزرگ اهل سنت به نام ذهبي درباره ايشان مي نويسد:«امام باقر(ع) از کساني بود که علم و عمل و آقايي و شرافت و وثاقت و متانت را با هم جمع کرده بود و براي خلافت، شايستگي داشت.»

* شايد به همين دليل از ايشان به عنوان پايه گذار نهضت بزرگ علمي تشيع ياد مي کنند؟

 بله به طور قطع و يقين. امام باقر(ع) در مدت امامت خود، در همان شرايط نامساعد، به نشر و اشاعه حقايق و معارف الهي پرداخت و مشکلات علمي را تشريح نمود و پايه گذار جنبش علمي تشيع شد. 

علاوه بر اين، امام پنجم در علم، زهد، عظمت و فضيلت سرآمد همه بزرگان بني هاشم بود و مقام بزرگ علمي و اخلاقي او مورد تصديق همگان بود. رجال و شخصيتهاي بزرگ علمي آن روز، حتي عده اي از ياران پيامبر(ص) که هنوز در حال حيات بودند، از محضر آن حضرت استفاده مي کردند.

*حضرتعالي به پرورش شاگردان امام هم اشاره اي داشتيد. حضور اين شاگردان در مکتب امام باقر(ع) چه تأثيري در فضاي علمي آن دوران داشت؟ 

امام، شاگردان بسياري در زمينه هاي مختلف تربيت کرد. افرادي چون جابر بن يزيد جعفي و کيسان سجستاني(از تابعين) و فقهايي مانند: ابن مبارک، زهري، اوزاعي، ابوحنيفه، مالک، شافعي، زياد بن منذرنهدي از آثار علمي او بهره مند شده سخنان آن حضرت را، بي واسطه و گاه با چند واسطه، نقل نموده اند. 

همچنين کتب و مؤلفات دانشمندان و مورخان اهل تسنن مانند: طبري، بلاذري، سلامي، خطيب بغدادي، ابونعيم اصفهاني و کتبي مانند: موطا مالک، سنن ابي داود، مسند ابي حنيفه، مسند مروزي، تفسير نقاش، تفسير زمخشري و دهها کتاب نظير اينها، که از مهمترين کتب جهان تسنن هم سرشار از سخنان پرمغز پيشواي پنجم است و همه جا جمله: قال محمد بن علي و يا قال محمد الباقر به چشم مي خورد. اما حضرت امام باقر(ع) شاگردان برجسته اي در زمينه هاي فقه وحديث و تفسير و ديگر علوم اسلامي تربيت کرد که هر کدام وزنه علمي بزرگي به شمار مي رفت. شخصيتهاي بزرگي همچون: محمد بن مسلم، زرارَ بن اعين، ابو بصير، بريد بن معاويه عجلي، جابربن يزيد، حمران بن اعين و هشام بن سالم از تربيت يافتگان مکتب آن حضرتند.

پيشواي ششم مي فرمود: مکتب ما و احاديث پدرم را چهار نفر زنده کردند، اين چهار نفر عبارتند از: زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلي. اگر اينها نبودند، کسي از تعاليم دين و مکتب پيامبر بهره اي نمي يافت. اين چند نفر حافظان دين بودند. آنان، از ميان شيعيان زمان ما، نخستين کساني بودند که با مکتب ما آشنا شدند و در روز رستاخيز نيز پيش از ديگران به ما خواهند پيوست. شاگردان مکتب امام باقر(ع) سرآمد فقها و محدثان زمان بودند و در ميدان رقابت علمي بر فقها و قضات غيرشيعي برتري داشتند.

*امام باقر(ع) از نظر دانشمندان اسلامي چه جايگاهي داشت؟

ابن حجر هيتمي مي نويسد: محمد باقر به اندازه اي گنج هاي پنهان معارف و دانش ها را آشکار ساخته، حقايق احکام و حکمتها و لطايف دانش ها را بيان نموده که جز بر عناصر بي بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست که وي را شکافنده و جامع علوم و برافرازنده پرچم دانش خوانده اند. 

* با توجه به تکثر و تنوع مذهبي شاگردان امام باقر(ع)، ايشان در برابر اختلافهاي فقهي گروه هاي اسلامي چه مواضعي داشت؟

اواخر سده نخست هجري و اوايل سده دوم پس از هجرت رسول خدا(ص) زمان پيدايش مشربهاي مختلف مي باشد. در اين ايام، تلاش فقهي اهل سنت اوج گرفت و امام نيز بايد براي پويايي فقه اهل بيت و شناساندن آن به جامعه کوشش مي کرد. بنابراين جنبش فرهنگي شيعه در اين دوران شکل گرفت. امام به صراحت مردم و عالمان را به فراگيري علوم دين از طريق اهل بيت دعوت مي کرد. علما نزد آن جناب حاضر مي شدند و امام نظرات فقهي آنها را نقد مي کرد و بسياري از احکام غلط و انحرافي را اصلاح مي نمود.