متن کتاب روضه های استاد فاطمی نیا/حضرت على عليه السلام (14)
حضرت على عليه السلام (14)
شام غريبان مولاى مظلومان ، اميرالمؤ منين است . آقا امير المؤ منين در بستر بود، كسى نمى دانست كه عاقبت كار چه مى شود؟! معاويه پليد، در رختخواب ، نشسته بود. يك پليدى برايش مژده آورد كه معاويه ! على عليه السلام از دنيا رفت . اين پليد، دشمن شماره يك آقا بود، اما از بس خبر، مهم بود، تكان خورد. تمثل به شعرى كرد. شعر، مال خود پليدش نبود. اين شعر، برابر يك ديوان است كه ما شيعيان بخواهيم بگوئيم . و آن شعر، بر زبان اين ، دشمن شماره يك جارى شد. گفت : على عليه السلام كشته شد.قل للاءرانب تربع حيث ما سلكت
و للظباء بلا خوف و لا حذر (18)
شام غريبان مولاى مظلومان ، اميرالمؤ منين است . آقا امير المؤ منين در بستر بود، كسى نمى دانست كه عاقبت كار چه مى شود؟! معاويه پليد، در رختخواب ، نشسته بود. يك پليدى برايش مژده آورد كه معاويه ! على عليه السلام از دنيا رفت . اين پليد، دشمن شماره يك آقا بود، اما از بس خبر، مهم بود، تكان خورد. تمثل به شعرى كرد. شعر، مال خود پليدش نبود. اين شعر، برابر يك ديوان است كه ما شيعيان بخواهيم بگوئيم . و آن شعر، بر زبان اين ، دشمن شماره يك جارى شد. گفت : على عليه السلام كشته شد.قل للاءرانب تربع حيث ما سلكت
و للظباء بلا خوف و لا حذر (18)
مى دانيد يعنى چه ؟! يعنى با رفتن على ، عدل از دشت و كوه هم رخت بربست و خرگوش هاى بيابان ، به آهوان بگوئيد هر كجا مى خواهند بچرند، بچرند، ديگر على نيست .
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۹ ساعت 9:30 توسط جهت رفع کسالتم از دوستان التماس دعا دارم
|