استاد فاطمی نیا: قبر حضرت زینب سلام الله علیها قطعا در سوریه است

نظر استاد فاطمی نیا درباره محل قبر حضرت زینب و رقیه علیهما السلام

استاد فاطمی نیا: بر سر محل قبر حضرت زینب سلام الله علیها اختلاف است، می گوبند که قبر خانوم در سوریه است یا در مصر است، بالاخره الطرق الی الله به عدد انفاس الخلائق! ینده یقین دارم که خانوم در سوریه است، اگر مشرف شدید سوریه با تردید زیارت نکنید، حتما حضرت اونجا است.اون سه ساله نازدانه اباعبدالله هم که آستانشو می یوسند، محققا در اونجاست.

پایگاه سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا

نظر استاد فاطمی نیا درباره شخصیت مختار

نظر استاد فاطمی نیا درباره شخصیت مختار

وبلاگ "کانون دوره شونزدهمی های امام صادق (ع)" می نویسد:

چند وقتی است که با پخش سریال مختارنامه بحث پیرامون این سریال و شخص مختار زیاد شده. اما در این بین آنچه که من را به حیرت انداخته است، این است که برخی سعی دارند چهره مختار را ناموجه جلوه دهند، اما برای من سوال پیش میاد که اینها چه هراسی دارند از ایکه راجع به مختار سخن به میان بیاد؟! نکند با منافعشان در تضاد است و یا..! بماند..

امروز صبح در جلسه ای به خدمت استاد فاطمی نیا رفتم و از ایشان پرسیدم که برخی می گن مختار سنی بوده و حب عثمان داشت،ه صحت داره؟ و اینکه امام سجاد و اهل بیت با ایشون و عملشون موافق بودن یا نه؟

ایشون در جواب فرمودند: "آنچه که واضح است اینه که مختار شیعه بوده و علامه امینی در جلد سوم الغدیر مفصل از مختار گفته و به نیکی یاد کرده به هر حال ممکنه در جوانی مختار اوضاعی دیگه داشته بوده ولی به هر حال بعدها و در زمان حضرت علی(ع) و حسنین(ع) ایشان محب و شیعه بوده و اگر سنی بوده توبه کرده وشیعه شده و به هر حال با قیامی که کرده اهل بیت (ع) رو خوشنود کرده، اما امام سجاد(ع) برای قیام به مختار اذن ندادند و نمی توانستند هم بدهند به دلایلی که عرض شده."

من پرسیدم پس اون نحوه کشتن قاتلین امام حسین که به صورت مثله کردن و ... بوده چی؟

ایشون فرمودند:"بالاخره ممکن است یارانش بوده باشن و به هر حال اصل کارش که خونخواهی امام حسین بوده مورد رضایت اهل بیت بوده."

در کل ایشون نسبت به مختار نظر سوء نداشتند. و من رو ارجاع دادند به جلد سوم کتاب الغدیر که دروانجا علامه امینی کامل توضیح دادن... به هر حال من سری هم به کتاب الغدیر زدم اما در جلد سوم مطلبی نیافتم(البته من کتاب الکترونیکی شو دیدم و فهرست کاملی نداشت) به هر حال در جلد دوم این مطلب رو یافتم:

«... ان المختار فى الطليعة من رجالات الدين و الهدى و الاخلاص و ان نهضته الكريمة لم تكن الا لاقامة العدل ، باستيصال شاءفه الملحدين ، و اجتياح جذوم الظلم الاموى و انه منزح (اى مبعد) من المذهب الكيسانى »

ایشان در ادامه می فرماید: «هر که با دیده بصیرت و تحقیق بر تاریخ و علم رجال بنگرد درمی یابد که مختار از پیشگامان دینداری و هدایت و اخلاص بوده است و همانا نهضت مقدس او، تنها برای برپایی عدالت بوسیله ریشه کن کردن ملحدان و ظلم اموی ها بوده است.»

سپس علامه، کیسانی بودن مختار را رد کرده آن را تهمتی از سوی دشمنان و منحرفان میداند؛ در ادامه ایشان احادیث ائمه معصومین(ع) در ستایش مختار را متذکر شده و حضرات معصومین(ع) را قدردان همیشگی این خدمت معرفی کرده اند.

نوشته شده در پنجشنبه 1389/09/18ساعت 12:3 توسط سعید


نظر استاد فاطمی نیا درباره حضرت رقیه سلام الله علیها

نظر استاد فاطمی نیا درباره حضرت رقیه سلام الله علیها

به گزارش شیعه آنلاین، وبلاگ سیمای قرآن و عترت نوشت: حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا از وعاظ برجسته کشورمان درباره وجود مقدس حضرت رقیه بنت الحسین علیهما السلام در سال های گذشته مطالبی را بیان کرده اند که در ذیل از نظر ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می گذرد: 

سفره دارد جمع می شود ُ ضیافت دارد برچیده می شود . چه بدست آوردیم ؟
 
مواظب زبان باشیم امروز زبان ها دارد دنیا را به هم می ریزد. زبان زبان ! وای وای وای ! گفتم که توسل مان به سه ساله ابی عبدالله است . در خانه اش برویم .
 
توضیحی عرض می کنم . توضیح این است که ببیند ما در اسم این نازدانه اصراری نداریم . ببینید! یک وقت بیایی بگویی که اصلا امام حسین همچنین بچه ای نداشت . نه ! این خلاف تحقیق است. این سه ساله ُ این نازدانه ُکه قبر نازنینش در دمشق است این ُ دختر امام حسین بوده است . منتها ظلم ظالمان - که خدا از آنها نگذرد - این قدر زیاد بوده که شما می بینید ُ ما در اثر این ظلم ها چقدر اختلاف در همان تاریخ وفات داریم . اختلاف در تاریخ ولادت داریم . خب حالا امکان دارد که ظلم به جایی برسد که اسم نازدانه ای هم تحریف هم بشود ُ محو بشود ُ بالاخره هر چی بوده اسمش را ما نمی دانیم .
 
من همیشه می گویم سه ساله ابی عبدالله . بعضی ها می گویند رقیه . حالا شاید هم رقیه بوده این را هم کسی نمی تواند ردش بکند . شاید اصلا رقیه نبوده و اسم دیگری داشته ما نمی دانیم محو شده و ظلم آن را از بین برده است .....ما می گوییم سه ساله -نازدانه -جان ما به قربانش....
 
منبع : کتاب روضه های استاد فاطمی نیا

فرهنگ امام زمان شناشی/بخش اول-علائم ظهور

فرهنگ امام زمان شناشی/بخش اول-علائم ظهور

بنده درمطالعات ناقابلم دیدم در تاریخ اسلام، در معارف اسلام، کلا در مباحث اسلامی ،گمان نمی کنم هیچ فصلی بزرگتر از فصل یا باب مخصوص به امام زمان علیه السلام باشد، این طور باید بگوییم: باب مربوط به حضرت، بزرگترین و پرفصل ترین باب است.

روایات زیادی داریم درمورد علائم ظهور،علائم ظهور بحث بسیار بزرگی است، متاسفانه بعضی ها در همین بحث بی احتیاطی می کنند.

یک از مباحث در فرهنگ امام زمان شناسی این است که ما درمورد نظر دادن در امور مربوط به حضرت نباید عجله کنیم. یکی پیدا بشود بگوید فلان علامت
در فلان جا دیده شده ، با عجله این را بخش نامه کنیم و به همه بگوییم. این ها خلاف فرهنگ امام زمان شناسی است.

همین جنگ خلیج که اتفاق افتاده بود، در سطح وسیعی گفته می شد که، در دمشق روی قبر شیخ محی الدین عربی ابیاتی نوشته، که حتی ابیاتی را هم روی کاغذ می نوشتند که نمی دانم «تکثر النار فی الخلیج..» آتش در خلیج زیاد می شود و چه می شود، بنده رفته بودم دمشق، با اینکه خدا شاهد است، یک وقت هایی انسان چیزی را ندیده می داند که دروغ است یا راست، بالاخره یک حسابی در دست هست، ما هم طلبه ایم دیگه، یک کتابی بگویند فلان جا هست می فهمیم که هستن یا نیست. هر کسی در کار خودش وارد است.من دیدم این ها به دروغ شبیه تر است.

بنده قبر محی الدین عربی را در دمشق پیدا کردم، دیدم یک کلمه هم از این حرف ها روی قبر محی الدین نیست، نمی دانم یک عده از این ساختن ها و پرداختن ها چه کیفی می کنند، داعیشون چیه، این ها از کجا آب می خورند و از کجا مشروب می شوند این ها همش قابل تامل است! 

یک وقتی دو تا جوان از نواحی تهران آمده بودند در خانه ما، که با تو کار خصوصی داریم، گفتم قضیه چیه؟ گفتن یک نفر با حضرت مربوطه، خلاصه با شما کار داره.گفتم اگر مربوطه بالاخره یک چند تا نشانی بیارین تا من بفهمم.

فردا آمدند گفتند نشانی این است که شما یک کتاب درباره امیرالمومنین نوشتین، گفتم اتفاقا ننوشتم این یکیش، این یک دروغ، دیگه چی؟ نشانی دوم هم دروغ بود. گفتم آقا التماس دعا بفرمائید معطل نشوید.

خدا شاهده است، زبانم بسته است، به همین امام زمان
روحی له الفداه قسم، یک عده توی این مملکت بیست و چهار ساعت با آبروی حضرت بازی می کنند! و این ها نمی ترسند؟! این ها این کارها را می کنند حضرت اشراف خاصش را از روی این ها بر می دارد، حضرت این ها را طرد می کند.

یکی از ابواب، باب علائم ظهور است در این ها نباید عجله کنیم، تا یک تقی شد، بگوییم بله این از علائم ظهور است. مثلا یکی از علائم ظهور خروج سفیانی است، یک عده می گویند سفیانی فلان کس در فلان جا است. من اینو سی سال است که می دانم الحمدلله ولی تا حالا خرجش نکردم،حالا یقین نداریم فلانی سفیانی باشد، چه ضرورت دارد که بگوییم،چه ضرورت دارد آشوب راه بیندازیم، بلکه یکوقت اصلا سفیانی در نیامد.

چرا نباید بگوییم؟ به این نکته عنایت بفرمائید، چون احادیث ثابت است،ولی این اندیشه ها، پدیده ها متزلزل است. هیچ وقت ثابت را با متزلزل نمی سنجند.

خدا ان شاء الله درجات امام را متعالی تر کند، واقعا این انقلاب خیلی مزایا داشت، قبل از انقلاب یک منبرهایی درست شده بود، نمی دانید چقدر فانتزی، یک چیزی می گفت مثلا از موسیو فلان کس نقل می کرد بعد می گفت این همان است که امام صادق گفته است! بابا فردا ممکن است این ها جاخالی بدهند! این قدر تا به حال در مباحث علمی جاخالی داده اند، الان در پزشکی می بینید مرتب جاخالی می دهند، یک دوائی که سی سال تجویز می شود از رده خارج می شود، چون فلان مشکلات را به بار می آورد. فلان نظریه علمی که بیست سال طرفدار داشته، جاخالی داده، می گن نفهمیدیم!

حالا چه طور می توانیم آیات قرآن را با چیزهایی که متزلزل است، تطبیق بدهیم. تا یک چیزی می فهمند، می گوییند این همان چیزی است که فلان آیه به آن اشاره کرده است! از این چیزها ردیف می کردند، یک عده فکر می کردند این منبرها علمی است.اینکه در منبر، مثلا بگوید فروید! یا فلان آقا، منبر علمی شده و 
شق القمر شده است!

نه بابا هنر آخوند این است که قال الصادق را خوب بفهمد، این حرف ها چیه؟! هنر من اگه طلبه باشم اینه که سخن امام صادق رو خوب بفهمم، گفت هر کسی را بهر کاری ساختند،به قول اون استادمون که می گفت: منبر سفینة النجاته، از اینجا مردم باید بهره بگیرن، اصلاح بشن.

 علی کل حال این یک شیوه بسیار زشت و ضد فرهنگ امام زمان شناسی است که ما هر تقی را که بشنویم، بگیم امام زمان ظهور میکنه! 

من پانزده روز پیش از این خبری دریاقت کردم، که در مهدیه هم نگفتم، گفتنی نبود آخه، بعضی از منسوبین ما در جده ساکن هستند، گاهی صحبت می کنیم، یک روزنامه نویس در جده تیتر درشت نوشته بوده که نیمه ماه رمضان آخر دنیاست! من نیومدم به شما بگم، چی کار داریم بگیم، حالا خوب بود مثلا من چهادرده ماه رمضان می گفتم بعد شما با یک حالتی بیاین مهدیه که مثلا امشب از مهدیه برگردیم به خونه می سیم یا نه! مگه مرض دارم بگم؟! حالا یک کسی یک تخمی یک جا کاشته، «الباطل یموت به ترک ذکره» باطل را هرچه ترکش بکنی بهتره، البته آخوند های سعودی هم در مقابلش در آمدند که این حرف ها مزخرفه برای اینکه قیامت یک علائمی داره که هنوز دیده نشده.

خلاصه آقا علائم ظهور یک دریاست، البته خیلی از این ها الحمدلله انجام شده، الان قسمت زیادی از علائم ظهور حضرت دیده شده، کمیش مونده، ما منتظر این چندتا کمیم، اگه اون ها انجام بگیره دیگه ظهو معطلی نداره! منتهی باید دقت کنیم، زود گوش به حرف دکون دار ندیم، بله ظهور سفیانی، صیحه آسمانی، این ها از علائم حتمیه ظهور است، ولی حالا سفیانی کیه؟، به ما چه ربطی داره؟! یک عده آمدن گفتن،بله، قسم حضرت عباس که فلان کس است در فلان جا!، به ما چه ربطی داره؟! 

عبارت نشون می ده خروج سفیانی، خروج می دونی به چی می گن؟ خروج به شورش می گن، یک نفر از منزل خودش خارج بشه به اون خروج نمی گن، خروج مختار به چی می گن، مختار چی کار کرده بود، مختار می خواست حکومت رو بگیره، این سفیانی هر کس هست در هر کجا هست، که ما نمی دانیم، بالاخره از اون ها نیستیم که زود باور باشیم، زور حرف بزنیم، این هر کس هست خروج می کنه، شورش راه می اندازه، هر وقت سفیانی خروج کرد، ظهور حضرت بعد از او هیچ معطلی نداره! فرمود:« فلا ظهور الا بعد خروج سفیانی و صیحه» صیحه آسمانی هم می آید، اون هم خیلی مسئله مهمی است.

و عرض کنم که بالاخره این ها چیز های سنگینیه! این ها این طور نیست که هرکسی بفهمه، روایت داریم که حضرت درمشرق باشه، شیعیان در مغرب حضرت رو می بینند، من نمی خوام بگم حضرت میاد در تلویزون ها، ولی ما یک استاد داشتیم می گفت، تلویزیون امکان این امر رو ثابت کرده، قدیمی ها می گفتن آخه چه طور میشه انسان در مغرب بشینه،مشرقی ها ببیننش، لااقل الان با آمدن تلویزیون امکان این قضیه ثابت شده. روایت قریب به این مضامین است، خداوند به گوش و چشم شیعیان مدد می رساند، که مولایشان را از همه جا می توانند ببینند.

پایان بخش اول
ادامه دارد..


وبلاگ سخنان گرانبهای آیت الله فاطمی نیا

استاد فاطمی نیا: در حمایت از نظام اسلامی تعارفی نیست، ما تضعیف نظام و رهبری را حرام می‌دانیم

استاد فاطمی نیا:

در حمایت از نظام اسلامی تعارفی نیست، ما مؤید نظام و مؤید رهبری هستیم و تضعیف نظام و رهبری را حرام می‌دانیم

به گزارش فردا آیت‌الله فاطمی‌نیا در قسمتی از یکی از سخنرانی های اخیرشان، مطالبی را درباره گرانی ها فرموده اند که در ادامه می آید: 

استاد فاطمی‌نیا با بیان اینکه در حمایت از نظام اسلامی تعارفی نیست، گفت: «من سیاسی نیستم اما باید بگویم که ما مؤید نظام هستیم، مؤید رهبری هستیم و تضعیف نظام و رهبری را حرام می‌دانیم.»

ایشان ادامه دادند: «مسائل اقتصادی به وجود آمده، عمومی است. بلا وقتی عمومی شد دیگر برای یک نفر و دو نفر نیست. از طرف دیگر، امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) زمانی که دنیا را وصف می‌کند می‌فرماید: «لا تَدُومُ أحوالُها» یعنی احوال دنیا ادامه پیدا نمی‌کند.۱ یکی از حکما گفته است که یکی از خوبی‌های دنیا این است که حتی بدی‌هایش هم وفا ندارد.» 

این استاد اخلاق و عرفان، افزود: «این اوضاع این‌طور نمی‌ماند. این‌ها روزگاری است که می‌گذرد. خدا نکند این اوضاع شما را از معنویت دور کند و العیاذ بالله از اهل بیت غافل کند. به هرحال ما دشمن داریم و امیدواریم به حق صدیقه کبری، شرّ این دشمنان به خودشان برگردد. دشمنی‌هایی که داریم که اقسام گوناگون است. از خداوند می‌خواهیم که به عزت خودش، ظهور امام زمان (عج) را نزدیک بگرداند. این‌ها همه وعده‌های خداست؛ أین معز الاولیا و مذل الاعداء ... این‌ها همه ان‌شاءالله محقق خواهد شد.»

آیت الله فاطمی نیا همچنین با تاکید بر رفتار صحیح در خانواده تصریح کرد: «این مسائل نیز می‌گذرد؛ شما هم با حضور قلب سر کسب و کار خودتان می‌روید. خلاصه این مشکلات باعث نشود که از ذکر خدا غافل شوید و یا در خانه‌ها و با خانواده تلخی کنید. عصبانیت‌ها را بیرون خانه‌ها بگذارید و بعد داخل شوید.»

تاریخ انتشار خبر 1391/10/11

مدیر وبلاگ: همچنین ایشان در سخنرانی های اخیرشان در دهه محرم 91 فرمودند: مشکلات هست گرانی هست، دشمن داریم اما مواظب باشید یک وقت یک حرفی از دهانتان خارج نشود که خطرناک است! نقل به مضمون

(اشاره:سایت فردا این سخنان را نقل می کند و تنها بی تدبیری مسئولان را به عنوان عامل بروز این مشکلات معرفی می کند، در صورتی که استاد فاطمی نیا فقط به دشمنی دشمنان در این زمینه اشاره کرده اند!)


پانویس 
---------------------------------

۱. نهج البلاغه خطبه 226 (دشتی): دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لاَ تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لاَ يَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ اَلْعَيْشُ فِيهَا مَذْمُومٌ وَ اَلْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا فِيهَا أَغْرَاضٌ مُسْتَهْدَفَةٌ تَرْمِيهِمْ بِسِهَامِهَا وَ تُفْنِيهِمْ بِحِمَامِهَا ...

وجود عرفان حقیقی و امکان وصول به معرفت شهودی و مقامات معنوی، در دین، قابل انکار نیست

وجود عرفان حقیقی و امکان وصول به معرفت شهودی و مقامات معنوی، در دین، قابل انکار نیست


ضربه زدن به حقیقت دین و بی محتوا ساختن اسلام به صورت های مختلفی انجام شده است، یک قسم از طرف مخالفین و یک قسم از طرف خود ما شیعیان. اما از طرف مخالفین، مشخص است یعنی همین کارهای که تا کنون کرده اند بعنی انکار حدیث غدیر و حقیقت ولایت، و نسبت های ناروا به خدا و رسول دادن و خلاصه دور کردن مردم از خانه اهل بیت علیهم السلام.

اما از طریق خود ما، همان کاری که بعضی انجام داده و می دهند، یعنی معرفی کردن اسلام را به مردم به عنوان یک دین خشک و بی روح و بی محتوائی که فقط محصور و محدود در همین ظواهر و اعمال ظاهری است. و اگر کسی بخواهد اشاره ای به حقایق و اسرار و معارف و روح دین بنماید و از بطون اسلام ، حقیقتی را بیان کند، او را به درویشی و صوفی گری و امثال ذالک متهم می کنند!

این مسئله بسیار خطرناک است، و اگر تحقق پیدا کند، اصل و روح دین و هدف از خلقت انسان و تکامل معنوی او، ضربه می خورد.

حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:

«انسان جاهل یا افراط و زیاده روی می کند یا تفریط و کوتاهی.»

باید خیلی مواظب بود که در دام جهل نیفتیم! بعضی به خاطره اینکه گروهی اهل ادعاهای پوچ و درویشی گری بوده اند، اصل عرفان حقیقی را انکار کرده! و با هرچه معارف باطنی و معنوی است مخالفت می کنند. این ناشی از جهل آنها به حقایق دین است.

پدرم رضوا الله علیه می فرمود: در بیش از چهل سال قبل که حضرت آیت الله خمینی (رضوان الله تعالی علیه) درس اخلاق داشتند و مواعظی را بیان می کردند(همان اخلاق امام صادق علیه السلام و مطالب ملا مهدی نراقی و امثال ایشان) یک طلبه ای را تحریک کرده بودند که در وسط درس اخلاقایشان بلند شد و گفت: آقا سید، صوفی بازی هایت را جمع کن!

حقیقت و لب اسلام را فهمیدن و به عرفان حقیقی رسیدن و معارف واقعی دین را بیان کردن و سخن از ظرائف روحی و معنوی گفتن، و روشن کردن هدف خلقت و مسیر تکامل وی، غیر از صوفی گری و قلندری و مرید بازی نمودن است.

حتی بعضی از بزرگان دین برای تبرئه خود و رفع توهم این مسئله، کتاب نوشته اند مانند ملا محسن فیض که در این باره بیاناتی دارد و حکیم الهی صدرالمتالهین کتابی به نام «کسر اصنام الجاهلیة فی الرد علی الصوفیه» دارد. وجود طلای بدلی، نباید انسان را نسبت به طلای واقعی بی اعتقاد کند. اگر کسی عارف نما شد و اهل ادعاهای دروغین بود، انسان نباید به عارف واقعی بدبین بشود.

وجود عرفان حقیقی و معارف عالیه توحیدی و اسرار باطنی و امکان وصول به معرفت شهودی و مقامات معنوی در دین قابل انکار نیست.

البته مسئله مهمی که باید به آن توجه داشت این است که: بسیاری از بزرگان ما و علمای ربانی که به سیر و سلوک و عرفان معروف هستند، مانند مرحوم حسینقلی همدانی، آیت الله قاضی، آیت الله ملکی تبریزی، علامه طباطبایی و امثال این بزرگان و اولیاء، اول مجتهد و متشرع بودند سپس عارف.

فقه و اجتهاد از ارکان دین ماست و راه وصول به کمالات می باشد. فقهاء عظام شیعه، حبل متصل بین امت و خدا می باشند. بدون فقه و اجتهاد سیر و سلوک امکان ندارد، اول قدم در سیر و سلوک انجام واجبات و ترک محرمات است. واجبات و محرمات را از فقیه می آموزیم. فقهاء واسطه بین ما و امام زمان علیه السلام هستند. اگر بعضی از فقهاء و مجتهدین اشعار ذوقی گفته اند، باید مراد آنها را فهمید. نباید به معنای سطحی و مبتذل تاویل کرد.

در نجف یک سید بزرگوار و عالم مجتهد و فقیه ربانی به نام آیت الله سید سعید حبوبی بود از شاگردان آیت الله ملا حسینقلی همدانی در اخلاق و عرفان. در جوانی شعر می گفته و تبع بسیار عالی داشته است ولی آنها را جمع نمی کرده لذا اشعارش به دست افراد متفرقه پخش می شد. شخصی به نام عبد العزیز جواهر الکلام از نوه های صاحب جواهر، که برادرش هم به نام محمد مهدی جواهری شاعر زبردستی بود، کتابی داشت به نام تاریخ تهران و نیز مثنوی را هم به عربی برگردانده بود . ایشان با زحمت و جستوجوی فراوان، اشعار آیت الله حبوبی را جمع آوری نموده و دیوان وی را جمع می کند. وقتی این دیوان به دستم رسید، اغراق نمی کنم که بگویم: اگر بر سرم تاج مرصع می گذاردند، آنقدر خوشحال نمی شدم.

ایشان در بیتی می فرماید:

لا تخل ویک و من یسمع یخل    اننی بالراح مشعوف الفواد

«وای بر تو به گمان بد نیفتی و در دام تخیل قرار نگیری، وقتی من نام شراب و مستی را می برم، هر کس بشنود خیال می کند، من دلباخته و مانوس با شراب هستم.»

حضرت امیرالمومنین علیه السلام در وصف اولیاء خدا می فرماید:

 یُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ

«شراب شبانه حکمت را بعد از شراب صبحگاهی می نوشند.»

مسلم است که مراد از شراب در فرمایش حضرت، همان معانی عالیه و انوار معرفت و حالات خوش معنوی است که در اثر تزکیه و مجاهده با نفس و انجام عبادات برای آنها حاصل می شود.

در کتاب شریف کافی روایت نموده است که:

فقال إن الله عزّ و جلّ علم أنه یکون فی آخر الزمان أقوام متعمقون فأنزل الله عزّ و جلّ قُلْ‏ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ و الآیات من سورة الحدید إلى قوله وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ فمن رام ما وراء هنالک هلک.

«از حضرت علی ابن الحسین امام سجاد علیه السلام در مورد توحید سوال شد، فرمودند: خداوند عزوجل دانست که در آخر الزمان انسان های متعمق و ژرف اندیشی خواهند آمد، روی این جهت سوره: « قول هو الله احد» و آیات ابتدای سوره حدید را تا: «و هو علیم بذات الصدور» ( آیات 1 تا 6 ) نازل فرمود. پس هر کس غیر از آنها را قصد نماید، به راستی که هلاک شده است.»  

نکته ها از گفته ها/ جلد اول